تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 595
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۵۹۵. زیرزمین
نوآ زمین سخت و سنگلاخی منطقه ی زیرزمینی را با دستان خالی خود خراب کرد.
جون با فاصله ی کمی از پشت سر او را دنبال کرد، نیزه ی خود را محکم در دستانش گرفت، آماده بود تا هر چیز غیرعادی که در طول پیشروی آنها بیرون می آمد را بزند.
البته، نوآ به او گفته بود که مداخله نکند، مگر اینکه اوضاع واقعاً خطرناک شود.
او نمیخواست هر دوی آنها «نفس» را در آن منطقه ی ناشناخته رها کنند، که فقط موقعیت آنها را برای هر موجودی که در زیرزمین ساکن بود آشکار میکرد.
همچنین، او تنها با بدن خود میتوانست ترتیب هر جانور یا گیاه زیر رتبه ی پنجم را بدهد. بالاخره، او یک دورگه در اوج رتبه ی چهارم بود.
جون با شرایط او موافقت کرد، اما او همچنان ترجیح داد که سلاح های خود را در کنار خود داشته باشد.
نوآ از هوشیاری خود برای پیگیری مسیر خود استفاده کرد.
پیشروی آنها کند بود و هر چند هفته یکبار باید استراحت می کردند، اما در قسمت اول سفر با چیزی غیر عادی روبرو نشدند.
جون و نوآ تمام تلاش خود را کردند تا از آن استراحت ها لذت ببرند، حتی گاهی اوقات برای چند روز در همان منطقه توقف میکردند.
با این حال، آنها همیشه در پایان، سفر خود را از سر گرفتند.
در حالی که نوآ به حفاری ادامه میداد، سناریوهای زیادی در ذهن او ظاهر شد.
او بهتر از هر کس دیگری میتوانست رفتار جانوران جادویی را پیش بینی کند، اما شک و تردید های بسیاری در آن موقعیت وجود داشت و چیزهای زیادی وجود داشت که نمیتوانست از آنها مطمئن باشد.
ظهور یک حاکم جدید در سیستم جانوران جادویی یک رویداد انقلابی بود، به ویژه زمانی که آن حاکمان جدید میتوانستند منطقه ای به وسعت قاره ی جدید را پوشش دهند.
محیط به طور کامل اصلاح خواهد شد و این تغییرات همسطح و هم زیرزمین را تحت تأثیر قرار میدهد.
- اون جونورای بالدار از زمین اومدن، یعنی ما الان توی قلمروی قدیمی اونا هستیم. از جایی که بیشتر از دو ماه گذشته، این احتمال وجود داره که دسته ی دیگه ای این منطقه رو که حالا خالیه به دست گرفته باشه .
نوآ در حالی که به مشت زدن به دیوار سنگی ادامه میداد فکر کرد.
از زمانی که جانوران بالدار ظاهر شدند، تبادل بین قلمروها اجتناب ناپذیر بود.
اکنون که سطح ...