تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 612
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۱۲ . فرقه های شیطانی
«دوسش داری؟»
«آره.»
شیطان تعقیب گر بعد از سکوتی کوتاه پرسید و نوآ بلافاصله پاسخی صادقانه داد.
نوآ نمیدانست چرا پدرسالار هایو اینقدر به رابطه اش علاقه مند بود، اما بدش نمی آمد حقیقت را به او بگوید.
به لطف حمایت او بود که نوآ میتوانست در داخل هایو هر کاری میخواست انجام دهد.
هایو حتی هزینه ی منابع تمام شده برای ایجاد تکنیک تهذیب و روش تغذیه ی او را متقبل شده بود، دلیلی نداشت که نوآ برای گفتن حقیقت به او اعتماد نکند.
«عشق میتونه یه آدم رو بالا ببره و یه آدم دیگه رو نابود کنه. بهم بگو، حاضری بخاطر اون قدرتت رو رها کنی؟»
شیطان تعقیب گر آن سوال را به زبان آورد و نوآ بالاخره توانست دلیل گفتگوی آنها را بفهمد.
- اون نگران هایوئه. قابل درکه، من با توجه به عنوانم، جانشین اونم.
نوآ با شنیدن آن پاسخ با خود فکر کرد.
او شاهزاده ی شیطان بود، آن جایگاه او را در یک جایی بالاتر از تهذیب گران رتبه ی ۴ و پایین تر از پدر سالار قرار می داد.
هایو انتظارات زیادی از او و رشدش داشت و بدیهی بود که وقتی ادعا میکرد که با یکی از نجیب زاده های یک کشور دشمن رابطه دارد، برای هایو نگران کننده بود.
با این حال، نوآ پاسخ خود را در مورد این سؤال از مدتها قبل پیدا کرده بود و دیدگاه او در طول سالها تغییری نکرده بود و فقط گسترش یافته بود.
« پدرسالار، تو تصور اشتباهی از من داشتی.»
نوآ شروع به جواب دادن كرد و از انرژي ذهنی خود برای بلند کردن كوزه اي كه شيطان تعقيب گر روي زمين گذاشته بود استفاده كرد و آن را به میان دست خود کشاند.
«جستجوی من برای قدرت، چیزیه که فردیت منو تعریف میکنه. من نمیتونم رها کردن اونو انتخاب کنم، چون بخشی از چیزیه که هستم.»
نوآ بعد از آن حرف ها یک جرعه نوشیدنی نوشید و وقتی گرمی ناشی از آن مایع در بدنش پخش شد به صحبت ادامه داد.
«همچنین، حتی اگه اون انتخاب رو داشته باشم هم رهاش نمیکنم. من فقط به خاطر اینکه قدرت کافی به دست آوردم میتونم ام+یالم رو بپذیرم، میتونم عشق بورزم فقط به این دلیل که به اندازه ی کافی به قدرت خودم اطمینان پیدا کردم. به هر حال، داشتن چنین احساسات عمیقی بیهوده است اگه نتونی از فریاد موجودات قدرتمندی که میتونی توی سفرت بب...
کتابهای تصادفی
