فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 615

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

فصل ۶۱۵. رویاها

افکار نوآ در آن دوره عجیب و آشفته بود.

او می‌دانست که درون یک پیله ی تیره رنگ که توسط بخشی از «نفس» انباشته شده در بدنش ایجاد شده بود، خوابیده است و تمام بافت ‌هایش دستخوش تغییرات اساسی بودند.

با این حال، ذهن او هر از گاهی تاریک میشد و او هیچ کنترلی بر رفتار آن نداشت.

- خواب زمستونی با سایر مراکز قدرت، علمکرد خوبی نداره، اما احساس می‌کنم بدنم به طور مستقل داره تلاش میکنه که به شکل بالاتری از هماهنگی برسه.

نوآ در یکی از لحظاتی که هوشیار بود با خود فکر کرد.

آن تغییرات بدون درد بودند، او فقط می‌توانست گرمایی را احساس کند که قبل از رسیدن به داخل بدنش در پوستش پخش می‌شد.

دانتیان او در آن دوره به پیشرفت خود ادامه ‌داد، با این وجود، او نتوانست جلوی تکنیک تهذیب خود را بگیرد.

هرچند، در آن حالت او نمی‌توانست حوزه ی ذهنی خود را آموزش دهد، در هر صورت او به سختی می‌توانست هوشیار بماند.

هر وقت ذهنش تاریک می‌شد، نوآ الهامات عجیبی را تجربه می‌کرد.

آنها شبیه رویاهایی بودند که احساسات شدیدی را در او ایجاد می‌کردند، و وضوح آن تصاویر با احساساتی که آن رویاها حمل می‌کردند مرتبط بود.

نوآ دسته ی بزرگی از اژدهایان را دید که زیر او پرواز می‌کردند.

تعداد زیادی از جانوران قدرتمند بدون هیچ مانعی در آسمان پرواز می‌کردند و همانطور که به دنبال طعمه ای می‌گشتند، زمین زیر خود را جستجو میکردند.

نوآ از دانستن اینکه آن اژدهایان از دستورات او پیروی می‌کنند احساس غرور می‌کرد، او می‌دانست که هر یک از آنها را رام کرده است، حتی اگر نمی توانست به یاد بیاورد که چگونه و چه زمانی این کار را انجام داده است.

او دید که غرش هایش توسط نمونه ‌های در دسته اش تکرار میشدند، او دید که آنها چگونه ستون ‌های شعله ی خاکستری کمرنگی را به افتخار او منتشر کردند.

آن رویا در مقطعی به پایان رسید و نوآ دید که آن تصاویر از ذهنش محو شدند.

با این حال، غرور و افتخاری که آن تصاویر با خود حمل می‌کردند در ذهنش جاری شدند و بخشی از وجود او شدند.

رویاهای دیگری در دوره ی خواب زمستانی نوآ، افکار او را به خود مشغول کردند.

نوآ اژدهایان دسته ی خود را دید که با گونه ای از اژدهایان دشمن برای کنترل قله ی کوهی که او آن را نمی‌شناخت مبارزه می‌کنند.

شعله ‌های قرم...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی