تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 616
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۱۶ . آگاهی
جانوران جادویی و تهذیبگران نزدیک آن منطقه امکان نداشت نتوانند متوجه آن رویداد نشوند.
شعله های نوآ زمین را سوراخ کرد و به سمت آسمان شلیک شد و ستونی سفید رنگ را ایجاد کرد که سعی داشت خود را به ابرهای بالا برساند.
این عمل غریزی بود، نوآ اساساً داشت به موجودات نزدیک خود اعلام میکرد که در رسیدن به رتبه ی پنجم موفق شده است!
خشم شدید او در مقطعی ناپدید شد و نوآ شعله های خود را پراکنده کرد تا بر وضعیت جدید خود تمرکز کند.
اولین تغییری که متوجه آن شد به طرز فکر او مربوط میشد.
آب درون دریای آگاهی او پس از شکستن سطح و جذب احساسات شدید موجود در نسل خونی اژدهایان نفرین شده، قهوه ای شده بود.
ماهیت افکار او کاملاً اصلاح شده بود، آنها نه مانند افکار انسان ها لاجوردی بودند و نه مانند افکار موجود در ارثیه ی نسل خونی، قرمز رنگ.
تمام موجودیت او در طول دوره ی خواب زمستانی او تغییر کرده بود، و حتی سایر مراکز قدرت او نیز نتوانستند از تغییراتی که وضعیت او به عنوان یک دورگه ایجاد کرده بود بگریزند.
او به گونه ای متفاوت تعلق داشت، واضح بود که مراکز قدرت او هم با انسان ها و هم با جانوران جادویی متفاوت بود.
با این حال، ادغام او تنها چند سال پیش اتفاق افتاده بود و دگرگونی های او در آن دوره از خواب زمستانی، به اندازه ی دگرگونی هایش در آخرین دوره ی او بنیادی نبودند.
هرچند، حالا که بدنش به رتبه ی پنجم رسیده بود، موجودیتش می توانست به طور کامل در مسیری قدم بگذارد که فقط یک دورگه میتوانست در آن گام بردارد.
- چه بلایی سر دانتیانم اومده؟
نوآ وقتی تمرکزش بر روی مرکز قدرت دیگرش رفت، با خود فکر کرد.
ساختار دانتیان او پس از شکستن سطح، متراکم تر شده بود، شبیه یک گوی فلزی براق بود که قابل مقایسه با اندام های ضعیف انسانی نبود.
با این حال، غافلگیری نوآ نه از استحکام جدید دانتیان او، بلکه از اندازه آن نشات میگرفت!
تکنیک تهذیب سیاهچاله هرگز جذب «نفس» را در طول خواب زمستانی او متوقف نکرده بود و نوآ در آن دوره نمی توانست جلوی آن را بگیرد زیرا ذهنش اغلب در خاطرات اژدهایان نفرین شده سرگردان بود.
بنابراین، تکنیک تهذیب او در حالی که درون پیله بود با سر...
کتابهای تصادفی

