تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 618
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۱۸. مبارزه
نوآ در حالی که ذهنش هنوز مشغول تجزیه و تحلیل احتمالات و فرصت های آینده اش بود، به صحرا رسید.
چیزهای زیادی وجود داشت که او در مورد سطوح بالاتر رتبه های قهرمانی نمیدانست، اما برای او به دلیل قدرت فعلی اش، محدودیتی هم برای میزان چیزهایی که می توانست کشف کند وجود داشت.
بیشتر افکار او ناشی از احساساتی بود که بدن جدیدش به او داده بود.
رازهای پشت رتبه های بالاتر در درون آن مرکز قدرت پنهان بود، بنابراین او تنها با مطالعه و بررسی آن می توانست از آنها آگاهی یابد.
به هر حال، جانوران جادویی تنها با اصلاح بدن خود به اشکال برتر موجودیت میرسیدند و نوآ همین کار را انجام داده بود.
این باعث شد او باور کند که اگر در مورد سطح جدید خود بیشتر بداند، میتواند چیزی در مورد مسیر پیش روی سایر مراکز قدرت خود بیاموزد.
نوآ به محض ظاهر شدن شن های زرد در مرکز دیدش، تمرکز کرد و بلافاصله متوجه شد که آن محیط از زمانی که بحران جانوران بالدار در قاره ی جدید رخ داد، چقدر تغییر کرده بود.
شکاف هایی در سطح بیابان پخش شده بود و ترک های عمیقی را ایجاد کرده بود که دنیای زیرزمینی لاجوردی رنگ قطعه سرزمین های جاودانه را آشکار میکرد.
رنگ روشن شن و ماسه که با آن هاله های لاجوردی آمیخته شده بود، منظره ای وهم آور و گُنگ را ایجاد میکرد.
بدن نوآ خود به خود سرنخ هایی را از محیط جمع آوری و به ذهنش فرستاد.
این سرنخ ها به نوآ اطلاعات کاملاً دقیقی در مورد وضعیت کرم های شنی ساکن در آن منطقه داد.
- اونا متوجه من شدن.
نوآ در حالی که به سمت سطح فرود می آمد، فکر کرد.
او می توانست بوی ترس ناشی از کرم های شنی ضعیف تر را احساس کند، اما بنظر میرسید که حضور او به تنهایی برای ایجاد یک واکنش در نمونه رتبه ی ۵ کافی نبود.
نوآ وقتی دید که شریک مبارزه اش دیر کرده چشمانش تیز شد، و موجی از شعله های سفید را در یک خط مستقیم روی زمین زیر خود رها کرد.
شعله های آتش او سطح بیابان را شکست و به لانه ی زیرزمینی که آن موجودات در آن پنهان شده بودند نفوذ کرد.
فریاد هایی از درد در آن منطقه طنین انداز شد، اما نوآ برای بازگرداندن سکوت و رساندن یک پیام مستقیم، غرید.
«بیا بیرون!»
کرم های ...
کتابهای تصادفی
