تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 683
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۸۳. تونل
یک جاسوس درون کشور اوترا!
- هدف هایو یه قلمرو تو قاره ی جدید نیست، اون یه قلمرو تو قاره ی قدیمی میخواد!
نوآ در حالی که برگه را ذخیره میکرد در ذهنش فریاد زد و مکعب ناپدید شد.
کاری بود که او باید در قاره کهن انجام میداد، کاری که او سال ها به تعویق انداخته بود زیرا قدرتش به او اجازه نمیداد آزادانه عمل کند.
وقتی در مورد پدرش شروع کرد به فکر کردن هاله ی او ناگهان واضح تر شد، اما ارشد آستین به سرعت چیزی را به او یادآوری کرد که از قبل میدانست.
«پرنس، این استراتژی ممکنه باعث بشه که انتقامتون رو بگیرین، اما هنوز چیزیه که به این زودی اتفاق نمیوفته. ما باید اجازه بدیم هایو رشد کنه و در عین حال کشور اوترا رو بی ثبات کنیم.»
نوآ با شنیدن آن کلمات سرش را تکان داد، اما مدتی طول کشید تا خشم خود را فرو نشاند.
خاندان بالوان فقط یک خاندان نجیب زاده ی متوسط بود، یعنی نباید تهذیبگران رتبه ی ۵ را در میان رتبه های خود داشته باشد.
حتی اکثر خاندان های نجیب زاده ی بزرگ هم به دلیل کنترل شدیدی که سلطنتی ها بر منابع کشور داشتند، چنین موجودات قدرتمندی در رتبه های خود نداشتند.
البته که در هر سازمانی استثناهایی وجود داشت و خاندان اودی مصداق بارز آن بود.
همچنین، نوآ هم از طریق جون و هم از طریق جنگ با عمویش میدانست که خاندان الباس داشت به خاندان بالوان کمک میکرد تا پنهان کردن او را جبران کند.
این حال، او نمیدانست که سلطنتی ها تا کجا میتوانند نیروهای راکد خانواده اش را به زور به سمت جلو ببرند.
- توماس باید صد سال توی همون مرحله مونده باشه، نباید توانایی زیادی برای مراکز قدرتش باقی مونده باشه. با این حال، سلطنتی ها میدونن که بالوان ها هدف منن، تعجب نمیکنم اگه یه سری پیشگیری و اقدامات متقابل براشون فراهم کنن.
نوآ در حالی که ارشد آستین به او اشاره کرد تا دو شیطان را دنبال کند، با خود فکر کرد.
او اهمیتی نمی داد اگر تهذیبگران رده ی قهرمان بیشتری در خانواده اش ظاهر شوند.
تنها مانعی که میتوانست او را نگران کند پدربزرگش و آیتم های حکاکی شده ی احتمالی بود.
شیاطین او را به همان ...
کتابهای تصادفی

