تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 684
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۸۴ . تردید ها
دو شیطان بعد از آن کلمات شروع کردند به نشان دادن حالت های سردی در چهره ی خود.
آنها از نوآ سپاسگزار بودند و نوآ حتی داشت آنها را به عنوان یک دوست در نظر میگرفت.
با این حال، آنها شیاطین نیز بودند.
سردی آنها در خور موجوداتی بود که با خون دشمنان خود پیشروی کرده بودند.
نوآ هرگز آنها را دست کم نگرفته بود، اما قبلاً آن قسمت از وجود آنها را نیز ندیده بود.
با این حال، این کشف او را نمی ترساند.
در عوض، وقتی دید که تا حدودی شبیه او هستند، خیالش راحت شد.
تهذیبگران در طول زندگی خود با کشمکش ها و نبردهای سخت روبرو میشدند، اما تنها تعداد کمی از آنها نگرش مشابهی را در خود پرورش می دادند.
«حتماً خبرتون میکنم.»
نوآ در حالی که او نیز حالت سردی در چهره ی خود نشان میداد گفت.
شیطان آسمانی شخصاً شیاطین را تربیت کرده بود.
آنها آنچه را که نوآ در طول زندگی خود قبل از مجمع الجزایر آموخته بود منعکس می کردند.
شیطان تعقیب گر قدرتمند بود و نمیتوانست با کسی در پایین رتبه های قهرمانی ارتباط برقرار کند، اما شیطان پرنده و شیطان رویابین متفاوت بودند.
نوآ ممکن بود متوجه این موضوع نشده باشد، اما هر سه آنها از رابطه ای که همراهان ساده می توانستند داشته باشند گذشته بودند.
«زیاد تنبلی نکنین. خیلی وقته با یه تهذیبگر نجنگیدم.»
نوآ قبل از اینکه اشاره کند که میخواهد از آنجا برود، گفت.
دو شیطان در جواب به سخنانش پوزخند زدند و شیطان رویابین به آویزش ضربه زد.
چینشی درخشان بر سقف سیاه بُعد جداگانه پدیدار شد و نوآ به محض دست زدن به آن به صحرا بازگشت.
ارشد آستین هنوز روی شن های زرد منتظر او بود، اما به نظر میرسید تمرکز او جای دیگری بود.
« سلطنتی ها ممکنه قبل از تنظیم تونل، مطالعه و بررسی گل سیاه رو کامل کنن.»
نوآ با این سخنان توجه ارشد را جلب کرد، اما وقتی ارشد آستین به واقعیت بازگشت، سرش را تکان داد.
«این حتی بهتره. تو اون زمان، خاندان الباس مجبور میشن تشخیص بدن که قاره ی کهن پتانسیل خودشو کاملاً مصرف کرده. ما میخوایم اونا به کشور اوترا اهمیتی ندن، شاهزاده.»
نوآ فقط می توانست با توضیح ارشد موافقت کند.<...
کتابهای تصادفی


