تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 694
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۶۹۴ . بی تفاوتی
دو شیطان، قبل از حمله کردن به زمین بایر بُعد، منتظر ماندند تا گروه ساختار را ترک کند.
خطوط درخشانی که به تازگی ایجاد شده بودند تحت تاثیر قدرت دو تهذیبگر رتبه ۵ از هم پاشیدند و همراه آن خطوط هر اثر و نشانه ای از در، در دنیای بیرونی ناپدید شد.
ایجاد درهایی که هم به عنوان ورودی و هم به عنوان خروجی کار می کردند، به یک سری مواد گرانبها نیاز داشت.
با این حال، هایو مطمئن بود که این هزینه ها را با منابع غارت شده در این حمله پوشش می دهد.
همچنین، از دست دادن پول برای هایو مشکلی نبود، زیرا ارشدها میدانستند که تنها زمانی به سود واقعی دست خواهند یافت که حمله ی آنها به خاندان های متوسط شروع شود.
«اونا قدرتی نداشتن.»
دنیل در حالی که کلاهش را پایین می آورد زمزمه کرد.
واضح بود که او پیوستن به نیروهای انسانی در حمله را دوست نداشت.
کشتن انسان های تهذیبگر در حین بودن در رده های قهرمانی بسیار آسان بود و مجبور شدن به انجام آن کار بر روحیه ی او تأثیر گذاشته بود.
رهبران اغلب بی رحمی کشتار در میان سربازهای پیاده را فراموش می کردند و دنیل هرگز آن را تجربه نکرده بود.
هرج و مرج میدان های نبرد چیزی بود که دنیل به دلیل موقعیت عالی خود امکان نداشت بتواند از آن آگاه باشد، اما این نگران کننده ترین جنبه ی حمله در ذهن او نبود.
آن نبرد برای اولین بار باعث شد که او احساس کند که زندگی یک انسان چندان مهم نیست.
افکار او برای کشتن نیروهای انسانی خاندان کارنر کافی بود و نقش او او را مجبور کرده بود که هر سرباز یا تهذیبگر در حال فرار را نیز بکشد.
آن تجربه بر دیدگاه او نسبت به جهان تأثیر گذاشت و برخی از بخش های وجود او شروع به درک دلیل کارهای گذشته نوآ کردند.
زندگی بی ارزش بود مگر اینکه قدرت کافی پشتوانه ی آن باشد.
دنیل نگاهی به این طرز فکر انداخته بود و درک احساسش در مورد آن برای او سخت بود.
در یک سمت آرمان بود، و در سمت دیگر، آنچه او معتقد بود رفتاری بود که یک تهذیبگر باید داشته باشد.
این تضاد باعث سردرگمی او شد، اما نوآ آنقدر به وضعیت روحی او اهمیت نمیداد که سرعت نقشه هایشان را کم کند.
«بیاین به خاندان اودی برگردیم و دوباره سازماندهی کنیم. تو همینجا بمون و منتظر دستورات بعدی باش.»
نوآ دستو...
کتابهای تصادفی

