تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 740
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۴۰ حر&مسرا
نوآ گفت: « اون شش تا نسلی که به انسان ها حکومت کردن چی؟ فرقشون با اجدادشون چیه؟»
دنیل چیزی در مورد قدرت واقعی خاندان گمشده و همچنین ارتباط آن با وضعیت دورگه او ذکر نکرد.
دنیل گفت: «این شش نسل حاصل ترکیب چند خون هستن. ما بخشی از قدرتشون رو به ارث بردیم، اما مثل اونا هیچ کدوم از تواناییهای موجودات جادویی رو نداریم.»
نوآ نمیتوانست از سوال کردن از آن نسل عجیب دست بکشد.
معلوم شد که تعادل آن جهان در ابتدا با آنچه او تصور میکرد متفاوت بوده است. آن شش نسل دیگر وجود نداشتند و تنها انسانهایی که دانتیان داشتند گروه کوچکی از مردم بودند که اکنون اجداد نامیده میشدند.
به گفته دنیل، اجداد بسیار شبیه دورگهها بودهاند.
بدن آنها میتوانست با قدرت بدنی موجودات جادویی مطابقت داشته باشد و وقتی آنها را میخوردند میتوانستند برخی از تواناییهای آنها را یاد بگیرند. اساساً موجودات کاملی بودند، به ویژه در دنیایی که پر از موجودات تغذیه کننده بود.
همچنین، این موضوع که آنها قدرت باروری ضعیفی داشتند مسئلهی مهمی نبود، زیرا معشوقه آنها بودن افتخار محسوب میشد.
دنیل به نوآ گفت که چه حر&مسراهای بزرگی داشتند و تنها قصد داشتند که نسل خود را افزایش دهند و قدرت انسانها را بهبود بخشند.
دنیل گفت: «در طول سالها متوجه شدیم که زنها شانس بیشتری واسه انتقال سه مرکز قدرت دارن. این ویژگی حتی در شش نسل هم وجود داره، بنابراین به طور کلی زنها اینجا ارزش بیشتری دارن.»
نوآ وقتی فکری به ذهنش خطور کرد اخم کرد و دنیل با دیدن قیافهاش پوزخندی زد.
«اگه ذهنت رو مشغول کرده، باید بگم که من هم ح&رمسرا دارم. هر انسان با سه مرکز قدرت یکی داره. ما توی جلسههای جفت گیری طولانیمدت خلوت میکنیم. من هفت
تهذیبگر کامل و دهها تهذیبگر ناقص به دنیا آوردم.»
نوآ از وضعیت او غافلگیر شد. وقتی فهمید که آنها چقدر مصمم هستند که نسل خود را زنده نگه دارند، کمی احترام در درون او پدیدار شد.
اطلاعات، دلسردکننده بودند و اجداد حتی وض...
کتابهای تصادفی
