تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 741
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۴۱. دیدار دوباره
نوآ تنها به سالن برگشت و نمایندگان با سوالات بیشمارشان به او هجوم ببرند. سوگند تضمین میکرد او به آنها خیانت نکرده است، اما هنوزم هم میخواستند دلیل این ملاقات خصوصی را بدانند.
نوآ نمیتوانست چیزهای زیادی را در این زمان پنهان کند. او شروع به توضیح دادن کرد که روش تغذیهی بدنش، چگونه او را شبیه به اجداد گمشدهی این دنیا کرده است.
او حتی داستان دنیل و چگونگی بقای شش خط خونی را توضیح داد.
ناگفته نماند که فکر داشتن یک حر&مسرا برخی از نمایندگان را علاقهمند کرد. به هر حال تمام انسانهای جهان نوآ، سه مرکز قدرت داشتند، این یعنی هر کدامشان، منبع ارزشمندی در اینجا بودند.
البته، نوآ در مورد خصوصیات بدنش، به آنها دروغ گفت. او گفت زمانی که دنیل متوجه شد تواناییهایش از یک تکنیک است و اشکالاتی دارد، ردش کرده.
نوآ رازهای بدنش را فاش نمیکرد و نمایندگان هم فقط میتوانستند از این موضوع دست بکشند. معلوم بود که او نمیخواهد چیزی را فاش کند و آنها هم به آسانی نتیجهی خوبی که این سوءتفاهم برای دنیایشان به ارمغان میآورد را پذیرفتند.
فقط جون میدانست که یک چیزی مشکل دارد.
طبق توضیحاتی که خود نوآ ارائه داد، او شبیه جد آنها بوده، یعنی اینکه دنیل او را رد نکرده است. اما نمیتوانست شکهایش را در اینجا با صدای بلند بیان کند. او فقط میتوانست با نگاه به چشمان نوآ، سرنخهایی پیدا کند.
او فهمید که نوآ حواس پرت است و تیزی همیشگی موجود در هالهاش، دیده نمیشود.
او با دیدن نوآ در چنین وضعیتی، ناراحت شد، بخصوص که نمیتوانست جلو برود و مشکل را بپرسد. او فقط میپتوانست سرش را پایین آورده و سعی کند که جلوی نوسان هالهاش را بگیرد.
یکی از نگهبانان سالن اعلام کرد تا زمانی که دنیل برای ملاقات رسمی آماده شود، میتوانند چند روزی را در اینجا بگذرانند و نمایندگان نیز این پیشنهاد را پذیرفتند. نگهبانان حتی به بعضیهایشان اجازهی خروج از گنبد و تماس با جناحشان را دادند!
خبر قبول شدنشان توسط یکی از نیروهای حاکم این دنیا، تهذیبگران رتبه ۵ مستقر ...
کتابهای تصادفی

