تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 778
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۷۸ . شایعات
معلوم شد که چهار جناح نیز در نگرانی های نوآ شریک بودند. این واقعیت که تهذیبگران آنها می توانستند ناگهان به جانوران جادویی تبدیل شوند، تهدیدی نبود که آنها بخواهند به حال خود رها کنند.
ارشدها گزارش هایی به نوآ دادند که در آن بهبود های اعمال شده در اردوگاه و رویدادهای حین و پس از مصیبت توضیح داده شده بود.
ظاهراً اولین نبرد بین لاک پشت و میمون بوده است. به نظر می رسید که این دگرگونی چند بی ثباتی روانی اجتناب ناپذیر را به همراه داشت که سرکوب آنها مدتی طول کشید. از این گذشته، آنها اکنون باید با امیال یک جانور جادویی دست و پنجه نرم می کردند، و نوآ به خوبی میدانست که این کارها چقدر میتوانند سخت باشند.
تلفات بین بومیان در جریان آن مبارزه بسیار زیاد بود، اما دو دورگهی رتبه ی شش در نهایت، خود را آرام کردند و برای مدیریت خسارت، به قلمروی خود عقب نشینی کردند. با این حال، نیروهای جهان نوآ از این فرصت برای تحلیل مهارت آن موجودات استفاده کردند.
واضح بود که آنها تعداد بیشتری از موجودات رتبه ی ششم را در کنار خود داشتند، اما کشتن جانوران رتبه ی شش سخت بود، چه برسد به موجودات هوشمندی که می توانستند از طلسم استفاده کنند. افراد رده بالا نمی توانستند فقط با تعداد آنها برابری کنند. آنها باید آنها را کاملاً در هم می کوبیدند و نابودشان می کردند.
به همین دلیل بود که چهار جناح، در نهایت تصمیم گرفتند سه نفر از افراد رده بالا را بفرستند که دو نفر از آنها جزو قوی ترین موجوداتی بودند که دنیای آنها برای ارائه داشت.
بسیاری از نیرو های حیاتی سایر سازمان ها مجبور بودند از این گذرگاه عبور کنند تا ضعف موقتی دشمنان دنیای خود را متعادل کنند. با این حال، امپراتوری و خاندان الباس، هر دو، نیروهای خود را در اطراف پورتال مستقر کرده بودند. آنها نمی توانستند آن را به دست نیروهای دیگر بسپارند. به هر حال، از دست دادن تعداد زیادی از تهذیبگران رتبه ی ۵، ضربه ی سختی بود، اما تبعید سه تن از افراد رده بالا نیز جذاب بود.
البته تمام اینها اقدامات احتیاطی بودند. حقیقت این بود که یک دنیا بطور کلی در خطر بود، و رقابت بر سر چند قطعه زمین متعلق به چهار نیرو، در مقایسه با آنچه که آنها می توانستند از طریق پورتال به دست آورند، تقریباً ناچیز به نظر می رسید.
لرزه ها گاهی به اردوگاه زیرزمینی می رسیدند، اما آنها فقط پژواک ضعیفی از نبردی بودند که در...
کتابهای تصادفی



