تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 785
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۷۸۵ . غیر ممکن
زمانی که نوآ فهمید ماندن در اردوگاه فقط او را مجبور می کند که تعداد بیشماری از شکایات را رد کند، تصمیم گرفت که جشن ها را نادیده بگیرد.
او نه جناح ها را به خاطر علاقه مندی به روش تغذیه ی بدنش و نه شورا را به خاطر انتشار اطلاعات در مورد خصوصیت عجیب او، آن هم به این زودی، سرزنش می کرد.
اگر فرصتی بود، هر تهذیبگری به دست آوردن ویژگی های جانوران جادویی را انتخاب می کرد. به هر حال، بیشتر تکنیک ها و روش ها سعی می کردند از آن موجودات تقلید کنند، زیرا آنها مسیر طبیعی تری به سمت رتبه های بالاتر داشتند. همچنین، قدرت فیزیکی آنها خیلی محشر بود که بشود آن را نادیده گرفت.
حالا که فرصتی درست جلوی چشمانشان بود، نمی توانستند آن را رها کنند.
نوآ نگاهی به سایر ارشدهای هایو انداخت، اما تمام آنها در یک وضعیت بودند. نیروهای دیگر جناح ها درگیر بحث های مؤدبانه ای با آنها بودند، اما مشخص بود که احترام آنها تنها یک تظاهر برای پوشاندن مقاصد واقعی آنها بود.
هایو هنوز هم ضعیف ترین نیرو در میان چهار نیرو بود، اما همه با نهایت ادب با نیرو های آن برخورد می کردند.
نوآ با عجله، جامی از روی میز برداشت و به سمت یکی از چادرهای متعلق به هایو رفت. او هیچ فایده ای برای ماندن در آنجا نمی دید. بهتر بود از زمان خود برای مراقبه استفاده می کرد تا زمانی که افراد رده بالا تصمیم بگیرند که چگونه دنیای جدید را اداره کنند.
در آن قسمت از اردوگاه، شش چادر مجلل وجود داشت که نوآ دید یکی از آنها بنر بزرگی دارد که روی آن نوشته شده بود «شاهزاده ی شیطانی». حتی اگر در آن سال ها در حیات وحش بود، دیگر ارشدها اقامتگاه مناسبی را برای موقعیت او آماده کرده بودند.
چادر، پوشیده از حکاکی ها بود که درون آن را از دنیای بیرون جدا می کرد و به نظر می رسید که حتی چند ویژگی دفاعی داشته باشد. اگرچه آنها خیلی استثنایی نبودند. آنها فقط به میزان لازم، حفاظت و حریم خصوصی فراهم می کردند.
نوآ چند تهذیبگری که نام او را صدا می کردند نادیده گرفت و از ورودی اقامتگاهش گذشت، روی اولین زیراندازی که پیدا کرد نشست و چند جسد دورگه را از حلقه فضایی اش بیرون آورد.
رهبران بومیان مرده بودند، به این م...
کتابهای تصادفی



