تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 809
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۰۹. کمک
ارشدها به پیکر در حال دور شدن شیطان تعقیب گر خیره شدند، اما جرات نکردند او را دنبال کنند. پدرسالار در حال رفتن به قلمرویی بود که آنها نمی توانستند از آن جان سالم به در ببرند. از این گذشته، آنها در شرف دیدن مصیبت آسمانی بودند که برای موجودات اوج رتبه ی ششم در نظر گرفته شده بود.
افکار بی شماری ذهن نوآ را پر کرد. دانش بازیابی شده در کتابخانه ی قصر مورتال، حکایت از آن داشت که شکست سطح یک موجود در رتبه ی شش، آغازی برای افول امپراتوری شاندال خواهد بود و او فقط میتوانست از این بابت احساس هیجان کند.
به طور کلی، تهذیبگران سازمان های مختلف امیدوارند که شاهد شکست نیروهای دشمن در طول شکست سطوحشان باشند. با این حال، احتمال ناپدید شدن یزدان امپراتوری از سرزمین های فانی همراه با دست راست یزدان، قوی ترین کشور را بیش از هر اندازه ای تضعیف می کند.
نوآ می توانست تصور کند که هایو همراه با دو کشور بزرگ دیگر برای غارت امپراتوری بی دفاع می جنگد و منابعی که تنها قوی ترین نیروی جهان می توانست در طول هزاره ها جمع آوری کند را تصاحب می کند.
البته نوآ میدانست که ممکن بود سایر کشورها از رفتار عجیب یزدان امپراتوری اطلاعی نداشته باشند، اما انتشار این اطلاعات آسان خواهد بود.
با فکر کردن به این موضوع، بخشی از او پشیمان شد که برای جون یک سلاح زنده نساخت. مشکل اصلی این بود که قدرت جون هنوز برای کنترل یک هسته ی جانوری در رتبه پنجم خیلی ناپایدار بود که باعث شد هر دو تصمیم بگیرند منتظر بمانند تا مراکز قدرت او به انرژی برتر عادت کنند.
این امر محدودیت های درونی ساختارهای دائمی او را میشکند و به او اجازه میدهد فردیت خود را فراتر از دور از ذهن ترین امیدهایش توسعه دهد. با این حال، مصیبت قبل از وقوع آن فرا رسید.
صاعقه های عظیم از سد ابرهای سیاه شروع به سقوط کردند. نور نارنجی آنها در دنیا پخش شد و هر تهذیبگر انسانی را که جرات داشت به آن فاجعه ی باورنکردنی نگاه کند کور کرد.
حتی نوآ و ارشدها هم این را چالش برانگیز میدانستند که چشمانشان را بر نور کور کننده ی در دور دست نگه دارند، اما آنها در تلاش برای حفظ یک خط دید برای تجزیه و تحلیل آن رویدادی که یک بار در طول زندگی رخ میداد بودند.
زمانی که طوف...
کتابهای تصادفی
