تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 826
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۸۲۶ : طوفان
نسخههای شمشیر شیطانی بار دیگر در کنار نوا ظاهر و چهار بازوی دودزا به سرعت از زره پوشش دارش بالا آمد تا آنها را به کار گیرد.
به محض اینکه نوآ یک ضربهی عمودی زد، اسلحههای ساختگی از بین رفتند. با این حال، او منتظر نشد تا نتیجه حمله خود را ببیند. بی درنگ طلسم دفاعی را فعال کرد و اسلحه فعال را از چنگش آزاد کرد.
شمشیر شیطانی خود به خود شروع به فرستادن خطوطی سیاه از میان شعله های سیاه کرد و نوآ یک سری شمشیرهای روح مانند، ایجاد و به سمت مرکز موج باد پرتاب کرد. سپس غرّید و یک سری شعله های سفید به سمت طلسم های دشمن رها کرد.
در پایان، طلسم سیاهچاله که هنوز بالای سرش در حال حرکت بود را پرتاب و نهنگ را فرا خواند.
هیکل عظیم همراه خونیاش، او و شمشیر شیطانی را پوشانده بود و پرتاب ضربه ها از طریق طلسم دفاعی را حتی از داخل عروسک هم ادامه میداد. نوآ تمام حملاتش را به سمت نقطهای از رگبار طلسمها هدف گرفته بود تا از این طریق روزنهای ایجاد کند که به او اجازه زنده ماندن بدهد و حالا فقط منتظر بود تا طوفان به او برسد.
انفجارهایی که در دنیای بیرون منعکس میشد از درون همراه خونی، خاموش به نظر میرسید، اما نوآ میتوانست از طریق آگاهیاش بفهمد که چقدر قوی هستند. همچنین ارتباطش با طلسم سیاهچاله هنوز فعال بود و او را به طور کلی از میزان انرژی جذب شده با خبر میکرد.
مواد مغذی کم کم به بدنش رسید. طلسم سیاهچاله بخشی از انرژی اولیه ذخیره شده را به سمتش میفرستاد، اما نوآ از حملهاش بسیار دور بود و انتقال به کندی پیش می رفت. با این حال، فقط چند رشته قدرت که رسید او را سر پا کرد.
در حالی که آن حجم از قدرت به نوآ میرسید احساس میکرد که زخمهایش هم در حال بهبود هستند. اما ارتباط با طلسم سیاهچاله ناگهان قطع شد و انفجار مهیبی به دنبال آن اتفاق افتاد.
وقتی امواج شوک، همراه خونی را در بر گرفت؛ درون نهنگ تنبل شروع به لرزیدن کرد، اما طوفان در آن لحظه به او رسید و همه چیز آنقدر آشفته شد که نمی توانست دنیای بیرون را د...
کتابهای تصادفی
