تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 832
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۳۲ ۸۳۲. روشهای دفاعی
نوآ حالت شیطانی را پراکنده کرد تا جسد ناقص بالهای بیشمار را از گردنش بگیرد. سپس دست آزاد او به دنبال بقایای کمر او رفت تا اندامی درخشان را پیدا کند که انرژی بسیار زیادی از خود ساطع میکرد.
سکوت وهمانگیزی در میدان جنگ پخش شد. هر نیرو مشغول مبارزه با حریفان خود بود، اما مرگ یکی از تهذیبگران رتبه ۵ بیتوجه نماند.
چشم تهذیبگران رتبه قهرمانی به روی نوآ رفت که از خوردن اندام، درست جلوی چشم همه، ابایی نداشت. دیگر فایدهای نداشت که عادتهای دورگهاش را پنهان کند و انتظار، فقط دانتیان بالهای بیشمار را خراب میکرد.
نوآ حس میکرد که مقدار زیادی نفس بدنش را پر میکند و با سلولهایش ترکیب میشود که آن را از هم میپاشند تا اینکه تبدیل به انرژی اولیه برای تغذیه آنها شود. سوختگیهای ناشی از سبک جنگی بیپروای او، با جذب آن مواد مغذی شروع به التیام یافتن کرد و گرسنگیاش در همان لحظه کوتاهی که طول کشید تا آن انرژی را از آن خود کند، تقریباً از بین رفت.
حتی جانوران جادویی در رده میانی رتبه پنجم هم اینقدر انرژی نداده بودند. دانتیان یک تهذیبگر رتبه ۵ که به اوج مرحله گازی نزدیک شده، آنقدر نفس داشت که حتی موجودات قویتر هم به سختی میتوانستند با آن مقدار انرژی مطابقت دهند.
نوآ در نبرد آگاهی خود را حفظ کرد، اما چشمانش را بست تا از احساس باورنکردنی رفع گرسنگی لذت ببرد. همچنین، هنگامی که مواد مغذی بخشی از او شدند، شروع به احساس محدودیتهای لایه میانی کرد!
نوآ وقتی فهمید که پیشرفت در سطح بالا نزدیک است در ذهنش فریاد زد.
- بیشتر از چهل سال طول کشید!
با این حال، او نتوانست جلوی خود را بگیرد و کمی نگران عواقب بالقوهای بود که چنین بهبودی میتوانست بر وضعیت روانی او داشته باشد.
بدن او سریعتر از سایر مراکز قدرتش، تقریباً زیادی سریعتر، بهبود مییافت. او میدانست که در نهایت رشد، به دلیل نبود طعمه مناسب کند میشود. با این حال، ذهن او هنوز برای کنترل قدرت سطح بالا آماده نبود.
نوآ در حالی که چشمانش را دوباره باز میکرد، فکر کرد.
- من...
کتابهای تصادفی

