تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 844
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۸۴۴. یخ
زرهی فلسدار نوآ وقتی که طلسمها به او برخورد کردند، نابود شده بود. لایه نازکی از یخ روی سینهاش پخش شده و چند بریدگی در آنجا ظاهر شده بود. اما خیلی زود دود سیاه از بدنش خارج شده و یخ را نابود کرد و او دوباره به حالت شیطانیاش برگشت.
او هرگز دوست نداشت که در نبردها توسط حریفش کنترل شود و نگاه یخی توانسته بود او را دفع کند. پس بیشک و شبهه تصمیم گرفت که طلسمهای او را با بدنش تحمل و از شکل دوم هنر رزمیاش، استفاده کند.
کل دنیا میدانست که او چه قدرت بدنیای دارد و هیچکس اجازه نمیداد که او به آنها نزدیک شود. به هر حال با کمی بیدقتی، توسط یک مشت خواهند مرد.
اما بدون استفاده از ویژگیهای باورنکردنی بدنش، فقط میتوانست بخصی از قدرت واقعیاش را نشان دهد. بهخاطر بدنش، هنرهای رزمیاش قابلیت برابری با طلسمها را داشتند، اما اینها کل تواناییهای بدنش نبودند.
در شرایطی که نبرد نزدیک غیرممکن بود و تواناییهای عادیاش نمیتوانستند بر حریفش غلبه کنند، نوآ تصمیم گرفت که با تکیه بر دفاع ذاتیاش، قویترین حملهاش را درست از بعد از حملهی او اجرا کند.
-چرا طلسم سیاهچاله روی طلسمهای اون تأثیر کمی داره؟
نوآ در حالی که حملاتش را از سر میگرفت، به این موضوع فکر کرد. نگاه یخی هم همین کار را کرد، اما او شروع به حرکت کرد تا با هاله یخیاش، بخش وسیعتری از آسمان را تحت تاثیر قرار دهد.
چیزی عجیب در طلسمهای او وجود داشت. چیزهایی که او ایجاد میکرد فوق العاده واقعی به نظر میرسیدند و طبق الگو عمل نمیکردند. در عوض، آنها در مسیرهایی عجیب و غریب پرواز کرده و حتی از بعضی خطوط سیاهی که نوآ پرتاب میکرد، طفره میرفتند.
انگار که نوآ با موجودات زنده روبرو بود تا طلسمهای ساده.
این ویژگی در شکلهایی که شبیه جانوران بودند حتی بیشتر بود. آن شکلهای یخی هرگز در یک خط مستقیم پرواز نمیکردند و حتی گاهی سعی میکردند که نوآ را محاصره کنند.
- لعنتی!
نوآ قبل از فعال کردن تکنیک قضاوت آسمانی، در ذهنش...
کتابهای تصادفی

