تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 845
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر ۸۴۵. اشتیاق
نوآ گلولههای سمی را نابود کرد و به حریف در حال حرکتش خیره شد. عقبنشینی ناگهانی نیروهای امپراتوری، او را گیج کرد، اما با بررسی میدان جنگ، همه چیز معنادار شد.
چند نفر از اعضای رتبه ۵ خاندان الباس نزدیک سطح باتلاق جمع شده بودند، جایی که جسد سبز مردی روی باتلاق شناور بود. نوآ او را نمیشناخت، اما میزان توجه دیگر تهذیبگران به او، نشان میداد که باید در سطح خودشان باشد.
امپراتوری موفق شده بود یکی از تهذیبگران رتبه ۵ نیروهای مهاجم را بدون تلفات در این سطح، بکشد. همچنین، آنها توانسته بودند خسارات زیادی به دیگر نیروها وارد کنند.
نوآ میتوانست ببیند که اکثر تهذیبگران سطح قهرمان کنارش، لکههای سبزی رو پوستشان و آسیبهای گوناگونی دارند. این لکهها به آرامی در بدن آنها پخش میشدند و روی بهبودی طبیعیشان هم تاثیر میگذاشتند. نیازی به گفتن نبود که این افراد نیاز مبرمی به مراقبتهای ویژه دارند.
.
سبک جدید نبرد دفاعی امپراتوری، فقط بر تضعیف مهاجمان متمرکز بود، بدون اینکه بخواهند جلوی آسیب دیدن منطقه را بگیرند. انگار که مدافعان این زمین را قربانی کرده بودند تا سرعت ارتش دشمن را کاهش داده و در عین حال، تا جایی که میتوانند نیروهایشان را حفظ کنند.
البته، امپراتوری هم متحمل ضررهایی شده بود، اما فقط به نیروهای انسانی و تهذیبگران قهرمان رتبه چهارم مربوط میشد.
مهاجمان در این نبرد پیروز شده و قلمرو جدیدی را به دست آورده بودند، اما با دیدن وضعیت سربازانشان، احساس پیروزی نمیکردند.
نوآ با دیدن آن صحنه، فکر کرد.
- نمیدونم، شاید چون به برگشتن یزدانشون امیدوارن میخوان وقت بخرن،
-یا دارن یه کاری میکنن.
اطلاعاتی که در کاخ فانی به دست آورده بودند، کاملاً دقیق بود و سیوهفت هم آنها را تضمین کرد. به هر حال، هر چیزی که یک موجود آسمانی آن را شایستهی نگهداری میدانست، اشتباه نخواهد بود.
بنابراین، نوآ مایل نبود که فرضیهی اول خودش را باور کند.
ایمان آنها به یزدانشان ممکن بود کورشان کند، اما ...
کتابهای تصادفی

