تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 846
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۸۴۶ : یادداشت
نوآ بدون دورگهها به اردوگاه بازگشت. حتی اگر قادر به کنترل آنها بود، نمیتوانست به خودش این زحمت را بدهد که همیشه آنها را تحت نظر داشته باشد. کارهای بسیار بهتری برای انجام دادن داشت.
در مبارزه قبلی تعداد زیادی از تهذیبگران مجروح شده بودند. بنابراین نیروها قبل از رفتن به دنبال قلمروهای باقی مانده امپراطوری، منتظر ماندند تا همه بهبود پیدا کنند.
نوآ میتوانست از آن زمان برای تمرین، و تجزیه و تحلیل آخرین دستاوردش استفاده کند.
سیوهفت به او چند جلدکتاب داده بود که مکاتبی را که به نظر میرسید شباهتهایی با نظریههای طلسم حکاکی بدن دارند، مورد بررسی قرار میداد. او حتي چند يادداشت هم درباره مطالبی که از موضوع ناسازگاري بین تاریکی و همراه خونیاش یافته، نوشته بود.
با توجه به درکش از طلسم، روح حلقه معتقد بود که تاریکی نوآ نمیتواند به عملکرد و تواناییهای همراهان خونی کمکی کند زیرا آنها بیش از حد از جانور اصلی تقلید میکنند.
مشکل طلسم نبود بلکه شخص نوآ بود. وجودش به سادگی آنقدر خاص شده بود که انرژیاش نمیتوانست اثراتی را فعال کند که بسیار متفاوت از طبیعتشان بودند.
سیوهفت پیشنهاد کرد با مطالعه مکاتبی که در مورد موضوعات مشابه تحقیق میکردند، تغییرات اساسی در طلسم ایجاد کند، اما نوآ بیدرنگ این درخواست را نادیده گرفت.
ساختار گسترده بود و برای رسیدن به یکی از مکاتبش نیازمند مطالعه عمومی فراوانی بود. نوآ وقتش را داشت که آن دانش را به خاطر بسپارد و سیوهفت هم به او کمک میکرد، ولی تخصصش انواع کاملا متفاوتتری از حکاکیها را در بر میگرفت.
زمینه تخصصش هم به خوبی با شخصیتش جور بود. ارادههای قدرتمندی که ذهنش ارائه میداد، هم برای نابودی و هم برای خلق عالی بودند. آنها حتی با پیشرفت نوآ در رتبههای انسانی بر یکدیگر تأثیر هم میگذاشتند.
بنابراین دههها مطالعه کردن روش حکاکی دیگری که با او سازگار نبود، فقط برای اینکه طلسمی را تغییر دهد ارزش تلاش را نداشت. نوآ در آن زمان، فقط میتوانست طلسمهای دیگر را ایجاد کند.
یادداشتهای سیوهفت به همین جا ختم نشد. او روشهای دیگری ر...
کتابهای تصادفی


