تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 852
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۵۲ ۸۵۲. آخرین میدان نبرد
ارتش مهاجمان در آن نبرد چیز زیادی از دست ندادند. فقط نیروهای رتبه انسانی به خاطر دستههای پیرانا آسیب دیده بودند، اما تهذیبگران رتبه قهرمانی اکثرا خوب بودند.
همچنین امپراتوری در قاره جدید، تنها یک منطقه دیگر در قلمرو خود داشت. سه سازمان نزدیک بودند تا امپراطوری را از بهترین مناطقشان در آن دنیا، بیرون کنند!
با این حال، نوآ به هیچ یک از اینها اهمیت نمیداد.
حکاکیهای تکنیک قضاوت آسمانی هنوز در ذهنش میدرخشید و انرژی ذهنیاش را برای تسریع افکارش مصرف میکرد. در حالی که که نوآ نبردهای خود را در برابر نگاه یخی مرور میکرد، ایدههای بیشماری در ذهنش شکل میگرفتند و در چند لحظه ناپدید میشدند.
او از قبل تصمیم گرفته بود که برنامههای متعددش باید منتظر بمانند تا او انرژی بالاتری ایجاد کند. با این حال، نگاه یخی میخواست نوآ را در قفس بگذارد و او اجازه نمیداد این اتفاق بیفتد.
امپراتوری یک قدم با از دست دادن هرگونه ادعایی بر قاره جدید فاصله داشت، اما این بدان معنا نبود که آخرین نبرد آسان خواهد بود. در عوض، احتمال زیادی وجود داشت که نیروهای مهاجم مجبور به تلاش زیادی برای فتح آن منطقه باشند.
سه سازمان وقت خود را برای آماده سازی یک طرح کامل و جمع آوری نیروهای بیشتر صرف میکردند و نوآ حدس میزد که به شش ماه زمان نیاز دارند.
آن دوره کوتاهتر از آن بود که قدرت او به میزان قابل توجهی افزایش یابد و اگر او بدنش را مجبور به شکستن سطح میکرد، مجبور بود چند سال را در خواب بگذراند. با این حال، نوآ نیاز به ارتقا زیادی نداشت. او فقط میخواست چیزی بهدست آورد تا بتواند حریفش را غافلگیر کند.
ساختن هنرهای رزمی یک گزینه بود اما اگر آنها را با طلسم مناسب ترکیب نمیکرد، قدرتش خیلی ناامید کننده میشد. یک اسلحه زنده میتوانست به او برای نوع جدیدی از حمله، دسترسی بدهد، اما میدانست که با همان رد کردن همراه خونی مواجه خواهد شد.
حقیقت این بود که تهذیبگران به خلق کردن چیزی که آنها را قادر به پیروزی مقابل متخصصی کند که به وضوح قویتر از آنها بود، حتی فکر هم نمیکردند. وقتی هم که فقط چند ماه برای این کار وقت داشته باشند، چنین پروژهای بیش از پیش غیر ...
کتابهای تصادفی


