تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 857
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۵۷ ۸۵۷. ذهن مخالف
شاهین باقی مانده در آخرین حمله تنها از قدرت بدنی و تواناییهای ذاتی افزایش یافته خود استفاده نکرد. در جریان آن حمله از یکی از طلسمها استفاده کرده بود.
در حالی که خشمِ مرگ برادرش ذهن دورگه را پر کرد، زنجیرهایی که آن را به زمین بسته بودند شروع به درخشیدن کردند. آیتم حکاکی شده سعی کرد غرایز او را از کنترل قوای ذهنیاش سرکوب کند، اما احساسات شاهین بسیار شدید بود و به جنون آن دامن میزد.
با این وجود، به نظر نمیرسید که این موضوع مانع استفاده از طلسمها شود.
نوآ با دیدن بریدگی روی بازوهایش، تیز شد. به طور کلی، یک دورگه که توسط احساساتش تسخیر میشود، برای مبارزه به سمت وحشی خود متکی است. با این حال، شاهین حتی از جنبه انسانی خود در حمله قبلی استفاده کرده بود.
-این باید غیرممکن باشه.
نوآ در حالی که به موجودی که دوباره به سمت او چرخیده بود خیره شد، فکر کرد. با توجه به تجربه او، هیچ دورگهای نمیتوانست طلسمها را در آن لحظات جنون بسازد. افکار آنها پسرفت میکرد و به صورت غرایز خالص ظاهر میشد که مانع از ایجاد نمودار در حوزه ذهنی میشد.
-آیا به خاطر قوانینه؟
او تعجب کرد. آن صحنه باعث شد تا او حالت روانی خاصی را که در جریان تبدیل بهدست آورده بود، علت آن پدیده بداند. با این حال، اگر چنین چیزی برای کنترل بیثباتیهای ذهنی کافی بود، جدِ رتبه شش در داخل قلعه در انتهای قاره نتایج مشابهی بهدست میآورد.
-شاید موضوع متغیرها باشه.
نوآ وقتی دید که شاهین دارد آماده میشود تا دوباره به او حمله کند، نتیجه گیری کرد.
زنجیرهای حکاکی شده، ذهنی سرگردان در دنیای قوانین، تجربه انباشته شده در آن دههها، و آن ضربه آخر، حوزه ذهنی شاهین را مجبور کرد تا به وضعیتی بالاتر برسد. او هنوز مثل یک هیولا عمل و فکر میکرد، اما به نظر میرسید که غرایزش میتوانست بفهمد که ذهنش به حملات قویتری دسترسی دارد.
گویی ذهن شاهین پس از مرگ برادرش تکامل یافته بود و از طلسمهای ذخیره شده در خاطراتش آگاه بود. او دانشی که دورگه به عنوان یک انسان انباشته بود را...