تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 866
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۶۶ ۸۶۶. شایعات
جون بالاخره بیدار شد اما دراز کشیده روی سینهی نوآ باقی ماند و او را در حال کار تماشا کرد. هنوز خستگی تمام بدنش را پر کرده بود ولی او چهرهی متمرکز معشوقش را منظرهای فریبنده پیدا کرده بود.
نوآ به آزمایش ادامه داد، انگار متوجه نشده بود که جون از خواب بیدار شده است. افکار زیادی در مورد انرژی بالاتر در ذهنش وجود داشت و نمیتوانست به جون توجهای نشان دهد.
مقدار کمی از تاریکی او در کف دستش حرکت کرد و تغییر شکل داد در حالی که نوآ با انرژی ذهنی خود ساختار آن را کنترل میکرد. تغییرات با قاعده و دقیق بودند، اما به نظر نمیرسید که منجر به چیزی شوند زیرا نفس هر بار به شکل اولیه خود باز میگشت.
نوآ قبل از اینکه آزمایشات خود را ادامه دهد، سعی میکرد بفهمد چه ترکیبی با انرژی او سازگار است. او قبل از شروع آزمایش بر روی مقادیر بیشتر نفس، باید اول میفهمید که تاریکی او چه شکلی را رد نمیکند.
زود مشخص شد که تاریکی او یک فرم بیحرکت را دوست ندارد. میخواست آزاد حرکت کند حتی وقتی نوآ آن را مجبور میکرد تا به شکل ثابتی در بیاید.
او انتظار داشت چنین اتفاقی بیفتد، زیرا فردیت او منعکس کننده شخصیت او بود، اما باز هم وقتی این موضوع را تأیید کرد، احساس ناامیدی کرد.
برای او آسانتر بود که با فرم ثابت پیش برود زیرا قوانین واضحتری داشت. ساختن انرژی بالاتر بدون شکل، بسیار پیچیدهتر خواهد بود، به خصوص وقتی صحبت از هماهنگی ساختار آن باشد.
با این حال، او همیشه میدانست که رسیدن به یک نتیجه رضایت بخش، آسان نخواهد بود. به هر حال، او قصد داشت چیزی بسازد که بتواند به عنوان یک موضوع ضروری برای دنیای شخصی او کار کند.
آزمایش نوآ ساعتها ادامه یافت و او تنها زمانی متوقف شد که دریای آگاهیاش تقریباً خالی شد. فقط پس از آن به سمت جون چرخید که در تمام مدت آزمایش، او را در سکوت تماشا میکرد.
نوآ در حالی که روی زمین دراز میکشید و جون را روی خود نگه داشت گفت:
«آسون نیست.»
حضور جون در آنجا برای ابتکارش مفید بود، زیرا او بخشی از آن جنبه فردیت او بود. با این حال، آنها در حال حاضر در بعد جداگانه نبودند، بنابراین او نمیدانست جون چقدر میتواند آنجا بم...
کتابهای تصادفی



