تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 870
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۷۰ ۸۷۰. شیطان کلاهدار
پیشنهاد ارشد جولیا موضوع درستی را بیان میکرد. هایو بعدهای جداگانه را داشت و میتوانست کشور اودریا و آرامگاهش را بدون اینکه دیگران بفهمند، کاوش کند. با این حال، کشورهای دیگر در نهایت متوجه عدم حضور نیروهای قهرمانی خواهند شد، به خصوص اگر یکی از آنها نوآی مشهور باشد.
بهتر بود سایر نیروها را در آن مأموریت شرکت میدادند. به هر حال، هایو میتوانست روی یک سری از متحدان حساب کند که از نگه داشتن اسرار از سازمانهایشان، بدشان نمیآمد.
فیث مدتها بود که علاقه خود را به شورا از دست داده بود. او نسبت به جون و نوآ وفادارتر بود زیرا آنها با او منصفانه رفتار میکردند و جلوی او را برای اینکه آن گونه که میخواست رفتار کند، نمیگرفتند.
شورا حتی به او اعتماد کرد و احساس کرد که باید نحوه پرورش او را جبران کند. صلح او، از شکستن قوانین آن بیشتر سود میبرد تا از اینکه در نهایت خود را از دنیا جدا کند.
تنها مشکل اصلی خاندان الباس بود.
جون یک فرد سلطنتی نبود و در مورد اعتمادی که خاندان الباس به او اعتماد داشت هم حد و حدودی وجود داشت. احتمال زیادی وجود داشت که نیاز به یک حامل واقعی خط خونی پادشاه الباس باشد تا در ماموریتی که مربوط به اسرار یزدان امپراتوری است، شرکت کنند.
ارشد جولیا در پایان پیام ذهنی خود گفت: «من چند جلسه ترتیب میدم و در جریان میزارمت. سعی کن در این حین شهر تجاری آسمانی را نابود نکنی.»
موضوع به همین جا ختم شد. دستیابی به توافق دیگر به عهده مقامات بالاتر از سه نیرو است.
نوآ میدانست که شورا و خاندان الباس اجازه نمیدادند هایو تنها به کشور اودریا برود. با این حال، این احتمال وجود داشت که ارشد جولیا بتواند شرایط مساعدی را ایجاد کند، اگر به اندازه کافی زیرکانه پیشنهاداتش را ارائه میداد.
همه نیروها مشغول جبران خسارات وارده در طول جنگ بودند و اطلاعات مربوط به کشور اودریا کاملاً قابل اعتماد نبود. بنابراین، امکان دستیابی به توافقی وجود داشت که هایو بتواند از آن بهره برداری کند.
سالهای بیشتری در شهر بیطرف سپری شد و تجمعات در مقره...
کتابهای تصادفی

