تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 882
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۸۸۲ : جانوران ساختگی
راه حلی که نوآ و شیاطین طراحی کرده بودند ساده بود. حاشیههای آن بعد جداگانه کمی از انتهای خشکی فاصله داشت. به همین دلیل آنها از نظر تئوری میتوانستند زیر قاره پرواز کنند و وقتی به مرکز آن رسیدند تونلی را به سمت سطح حفر کنند.
البته که به زبان آوردنش آسان بود.
هیچکدام از آن شش نفر روشی برای فهمیدن اینکه خلا از کجا شروع میشود نداشت. اگر وارد آن محیط اسرار آمیز میشدند ذهنشان از هم میپاشید. فقط یک اشتباه باعث میشد که درجا کشته شوند.
با این وجود رافائل بدن مارِ روح مانند بزرگی را داشت که جزء ردهی بالایی رتبهی پنجم بود. اعضای گروه میتوانستند از او به عنوان دیدهبانی استفاده کنند و او را جلوتر بفرستند و سپس در مسیری که او از قبل رفته بود پرواز کنند.
مسئله دیگر این بود که مجبور بودند ماهها بدون اینکه فرصت استراحت کردن داشته باشند در آن مکان خطرناک پرواز کنند.
زمین در قسمت انتهایی خشکی به قدری سفت و سخت بود که شاید هفتهها طول میکشید تا غارها را حفر کنند؛ و همین دلیلی بود که جلوی استراحت کردنشان را میگرفت. اینکه قبل از رسیدن به مقصدشان زمان زیادی را صرف حفر کردن میکردند کار بیهودهای بود.
با این وجود به اندازهای قدرتمند بودند که بتوانند ماهها بدون شانه خالی کردن پرواز کنند. مشکل واقعی آن محیط خطرناک بود؛ ولی از عهدهاش بر میآمدند.
همچنین احتمال این وجود داشت که در آن اعماق با ساختارهای حیاتی روبهرو شوند. هر چند که این موضوع بسیار بعید به نظر میرسید چون هر جانور جادوییای که به اندازه آنها به خلاء نزدیک میشد، ذاتاً نسبت به آن مناطق احساس ترس میکرد.
با توجه مقصدشان، شیطان رویابین هم از ویژگیهای انرژی ذهنیاش برای بررسی سمت دیگر طوفان استفاده استفاده کرده بود.
اعضای گروه درحالی که عمدهی توجهشان به سمت رافائل بود پیش میرفتند و همزمان بررسی میکردند که آیا بخشی از بدن بزرگ رافائل از لایهی نامرئیای که بین خلاء و بُعد بود عبور میکند یا نه. سکوت برای ماهها در میانشان حکم فرما شده بود چون هیچکس جرئت نداشت تمرکز یارانش را از بین ببرد.
همزمان با پیشروی آنها زیر خشکی، رنگ زمین از قهوهای به نیلی تبدیل میشد. اعضای گروه سعی داشتند زمین را همچنان نزدیک سر خود نگه دارند تا از نزدیک شدن ب...
کتابهای تصادفی
