تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 883
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت ۸۸۳ : نقاشیها
غرایز نوآ با دیدن آن صحنه تحریک شد، ولی او جلوی خودش را گرفت چون میدانست که بدنش نمیتواند آن موجود ساختگی را بخورد. از این گذشته، جانور بالدار دست نخورده هم نبود. او میتوانست احساس کند که کسی درون آن موجود را با مادهای جایگزین کرده که میتواند پوستش را در جای خود نگه دارد.
یک نفر هم ناخنها و شاخهایش را برداشته بود. فقط پوست موجود اولیه باقی مانده بوده و همین باعث شده بود هالهای شبیه به موجودی رتبه هفتم در اطرافش باقی بماند.
این حقیقت که نوآ میتوانست غرایزش را کنترل کند به این معنی نبود که بقیهی دورگههای درون آن راهرو هم قادر به انجام چنین کاری هستند.
رافائل درست در میانه راهرو در واکنشی غریزی نسبت به گرسنگی شروع به ترشح بزاق کرد. با این حال شیطان رویابین کاملاً بر ذهن او کنترل داشت و مانع از هجوم آن مار به موجود ساختگی برای رفع هوس*ش میشد.
وضعیت جوئل متفاوت بود چون نوآ فقط مراکز قدرتش را کنترل کرده بود. ذهن مار هنوز فعال بود و قبل از اینکه نوآ اقدامی کند بیشتر بدنش آزاد بود تا آن را انجام دهد.
همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد. جوئل به سمت جلو حملهور شد و دهانش را باز کرد تا موجود ساختگی را با یک لقمه نوش جان کند. ولی نوآ پرید و مار را با لگدی دور کرد تا از آن زیور محافظت کند.
جوئل محکم به دیوار راهرو کوبیده شد و دیگر تهذیبگران او را محاصره کردند. هر چند که آن مار به چنین مانعی اهمیتی نمیداد و آماده بود تا جان او را بگیرد و در عوض بتواند آن مادهی قدرتمند را نیش بزند.
البته که پنج تهذیبگر از آن دفاع کردند، ولی جوئل قصد متوقف شدن نداشت. در آن لحظه غرایزش کنترل ذهنش را به دست گرفته بودند. او فقط میتوانست به رفع احساس گرسنگیاش فکر کند.
نوآ در حالی که آیتمش را به سمت موجود ساختگی بالا میبرد از روح حلقهی فضاییاش پرسید: «میتونی نگهش داری؟»
روح حلقه آن را اسکن کرد و قبل از پاسخ دادن محاسباتی را انجام داد. سپس گفت: «باید یه کم جا باز کنم ولی از لحاظ ساختاری نباید مشکلی وجود داشته باشه. به هر حال بهتره هر چه زودتر اونو یه جای دیگه نگه داری. اگه زیاد این داخل باشه هالهاش میتونه باعث خوردگی ساختار حلقه بشه.»
نوآ سرش را تکان داد و به روح حلقه دستور داد تا آن را انجام دهد.
...
کتابهای تصادفی


