تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 890
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۸۹۰ ۸۹۰. افراد
محیط داخل طوفان مرکزی یک منطقه خطر رتبه ۶ بود.
در زمانهایی که نوآ و جون فقط روی خودشان تمرکز نمیکردند، دنیای بیرون را که از بالکن اتاقی که اشغال کرده بودند، بررسی کردند. آنچه دیدند ایدههای اولیه آنها را تایید کرد. جانوران جادویی واقعی در رتبه ششم در آن مناطق ساکن بودند.
نوآ توانسته بود از جای خود در قلعه دو نفر از آنها را حس کند، اما غریزهاش به او گفته بود که تعداد آنها بیشتر است. به هر حال، نواحی مرکزی که تنها بخش محدودی از کل بعد بودند، اما کوچک نبودند.
همچنین، آن محیط به آن موجودات کمک میکرد و به آنها اجازه میداد تا به طور مؤثرتری از "نفس" در هوا تغذیه کنند. این امر نیاز آنها به شکار بیشتر طعمه را برطرف و به ایجاد هماهنگی در آن جانور کمک کرد.
نوآ باور نمیکرد که شاندال چنین موجودات قدرتمندی را کاملاً بیبند و بار رها کند، اما هیچ نشانهای از مدیریت صحیح نیز وجود نداشت. حدس میزد که خدای امپراتوری یا ارادهاش تنها زمانی مداخله میکند که یک درگیری مهم بین دو رهبر در شرف وقوع باشد.
شیاطین نمیتوانستند کار زیادی با این اطلاعات انجام دهند و حتی جون آن را برای سفر تهذیب خود بیفایده میدانست. با این حال، این یک کشف خارقالعاده برای نوآ بود که در به یاد سپردن آن مکان در ذهن خود تردیدی نداشت.
با کشف اسرار سرزمینهای فانی، فهرست مناطق شکار امیدوار کننده او افزایش یافت. گویی هیولاهای قدیمی و جانوران قدرتمند در جاهایی پنهان شده بودند که انسانها با دقت به آن نگاه نمیکردند.
زمانی که او و جون اکتشافات خود را برای شیاطین توضیح دادند، ذهنش سرگردان شد. او نمیتوانست به تمام مناطقی فکر نکند که به دلیل سطح ضعیف خود نادیده گرفته شده بودند و از آنها اجتناب کرده بود.
به طور ناگهانی، پایتخت قدیمی کشور اوترا اسرارآمیز و قدرتمند ظاهر شد. آن شهر در طول هزارهها زنده مانده بود و به تمام افرد سلطنتی به ارث رسیده بود. سرنوشت این بود که چیزی باورنکردنی پشت دیوارهای بلندش پنهان شود.
این واقعیت که خاندان الباس بیشتر کشور اوترا را رها کرده بود، لزوما...
کتابهای تصادفی

