تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 910
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۱۰ ۹۱۰. خارش
نوآ میدانست که انرژی بالاتر او چیزی بود که باید به تنهایی آن را مدیریت میکرد. با این حال، برای آنچه مربوط به ستاره تاریک بود به کمک نیاز داشت و دوست داشت نظر کارشناسان دیگر را بشنود تا بتواند دید وسیعتری در مورد این موضوع داشته باشد.
سیوهفت در آخر رفت و نوآ را در آن ناحیه بعد جداگانه تنها گذاشت.
خودکار در هایو کارهای زیادی داشت مخصوصاً با موج جدید تهذیبگران از کشور اودریا. در ضمن، کارش هم آنجا بود.
سیوهفت فهرستی از روشهای حکاکی درست میکرد که میتوانست کره تاریک را فشرده کند، اما نوآ باید همه کارها را انجام میداد، زیرا این موضوع به فردیت او مربوط میشد. به همین دلیل خیلی بهتر میشد اگر همه مراحل را خودش انجام میداد.
نوآ هفتهها را در مقابل ستاره تاریک خود به تفکر گذراند. او طبق معمول در حالی که به راهی فکر میکرد تا آن قدرت را به چیزی تبدیل کند که بتواند در جنگ از آن استفاده کند، تمرین و مدیتیشن میکرد.
البته افکار او فقط معطوف به قدرت جنگیاش نبود، بلکه اولویت نوآ همیشه قدرتش بود. باید قبل از اینکه در مورد کاربردهای دیگر فکر میکرد، پاسخی برای این سؤال پیدا میکرد.
حتی زمانی را صرف تجزیه و تحلیل توده انرژی بالاتری کرد که در اولین آزمایش موفق خود بهدست آورده بود.
هر وقت که با انرژی بالاتر تماس پیدا میکرد به او بینشهایی در مورد قوانین آفرینش میداد، اما به نظر میرسید که آن روشنگریها بخشی از آن را مصرف میکردند و بینشها نیز بیپایان نبودند.
نوآ اولین انرژی بالاتر را برای درک بیشتر در مورد ماهیت آن مصرف کرد و تعداد بیشتری از آنها را از ستاره تاریک روبهروی خود گرفت تا درک خود را از قوانین آفرینش عمیقتر کند.
بازگرداندن این کره عظیم به قدرت اولیهاش سخت نبود زیرا نوآ میتوانست تاریکی بیشتری را در ساختار مکعبی ایجاد کند. او حتی نیاز نداشت دوباره طلسم سیاهچال را راه بیندازد زیرا کشش گرانشی ستاره از قبل خودکفا شده بود.
با این حال، مدتی بعد ذهن او به آن بینشها عادت کرد و انرژی بالاتر درک او را از قوانین حاکم بر آن را عمیقتر نکرد. او تمام روش...
کتابهای تصادفی
