تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 911
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۱۱ ۹۱۱. سقوط
جون در حالی که ستاره سیاه موجود در ساختار مکعبی را تجزیه و تحلیل میکرد، گفت: «پس این چیزیه که نوآ بالوان بزرگ رو نگران کرده.»
جون سپس برای چند ثانیه سکوت کرد در حالی که سعی میکرد چیزی را که میبیند بفهمد. با این حال، او فقط میتوانست حدس بزند که نوآ مقدار زیادی «نفس» را در یک مکان جمع کرده است.
جون سرانجام در حالی که به سمت نوآ که در فاصلهای از او به صورت چهار زانو نشسته بود، میچرخید، پرسید: «این دقیقاً چیه؟»
نوآ در حال مدیتیشن نبود. جون در حالی که او داشت یکی از ساختههای جدیدش را بررسی میکرد به آنجا رسیده بود و او بدش نمیآمد که مدتی را صرف دست انداختنش کند.
او در حالی که نگاهش بین اقلام مختلف حکاکی شده اطرافش و ساختار مکعبی حرکت میکرد، سکوت کرد. در روزهای گذشته، او سلاحهای رندومی ساخته بود تا ببیند انرژی بالاترش تا کجا میتواند مواد را در انتهای رتبه پنجم هل دهد.
نتایج همیشه استثنایی بود. انرژی بالاتر نوآ نتیجة جعل او را بهبود میبخشید، و او اغلب به آیتمهایی میرسید که معمولاً نمیتوانست بدون یک دوره طولانیِ انجام آزمایشها آنها را بسازد.
در حالی که نوآ تجربه بیشتری با انرژی بالاتر بهدست آورد، او شروع به این احساس کرد که آن هنوز یک شکل ناقص است.
نوآ شروع به ریختن تاریکی بیشتری در داخل ساختار مکعبی کرد. تنها راهی که او برای بهبود شکل فعلی انرژی بالاتر داشت این بود که ستاره سیاه را به سمت حالت متراکمتر سوق دهد.
همچنین، او نیاز داشت راهی برای حمل آن کره وسیع بیابد. افزایش تراکم آن از نظر تئوری عرض آن را کاهش میداد که او را از درخواست از سیوهفت برای روش فشرده سازی نجات میداد.
جون میدانست که نوآ دارد از روی عمد به آن بیتوجهی میکند. آخرین باری که همدیگر را دیده بودند، او برای ماندن با او فشار آورده بود، زیرا نوآ به او کمک کرده بود تا انرژی بالاتر خود را ایجاد کند.
او میخواست به جای اینکه تنها کسی باشد که کمک میخواهد، رابطه آنها به نفع هر دوی آنها باشد.
با این وجود، او بزرگی آزمایشهای نوآ را هنگام تجزیه و تحلیل ستار...
کتابهای تصادفی
