تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 931
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۳۱ ۹۳۱. جانور
نوآ از زمان ماموریت شیطان تعقیبگر که مجبور شد بقایای فرقههای شیطانی را پیدا کند، آبشار یخی را ندیده بود. او در آن زمان یک تهذیبگر مرحله گازی رتبه ۴ بود، اما در این سالها پیشرفت کرده بود. اکنون در مرحله جامد رتبه چهارم قرار داشت.
نوآ یا سایر استعدادهای هم نسلش این رشد چشمگیر نبود، اما این واقعیت که آبشار یخی دست از پیشرفت کردن برنداشت نشان میداد که او پتانسیل بالایی داشت.
به هر حال، توقف کامل رشد میتواند منجر به ساکن شدن مراکز قدرت شود. تهذیبگرانی که پیشرفتهای کند اما پیوسته داشتند مشکلی نداشتند.
تهذیبگران رتبه قهرمان بیشتری پشت سر او ظاهر شدند. همه آنها زرههای حکاکی شدهی پر زرق و برقی به تن داشتند که با رنگ قرمز تیره میدرخشیدند و در حالی که با چهرههای محکم به میدان نبرد نگاه میکردند، جلو میآمدند.
سپس تمرکز آنها بر روی تهذیبگران رتبه قهرمان نیروهای مهاجم در آن سوی منطقه قرار گرفت. اکنون که مهاجمان به مرزهای قلمرو امپراتوری نزدیک شده بودند، انتظار میرفت که آنها نبردها را جدیتر بگیرند.
وقتی ارشد اینگرید تهذیبگران رتبه قهرمان را دید گفت: «اونا محافظان هستن.» او از نیروهایی که برای دفاع از مرزهای امپراتوری آماده بودند، آگاه بود، زیرا مدتی کشور لوترن را اداره کرده بود.
نوآ هم از آن نیروها خبر داشت، اما انتظار نداشت که امپراتوری هنوز این همه تهذیبگر در این رتبه بندیها داشته باشد.
دهها تهذیبگر رتبه ۵ و بیش از پنجاه سرباز در رتبه چهارم حضور داشتند. نوآ هیچ کدام از آنها را در نبردهای قاره جدید ندیده بود. یعنی تمام آن سالها را در آن مناطق گذرانده بودند.
نوآ در حالی که صاف میایستاد با خود فکر کرد:
- نباید انتظار کمتری از امپراتوری میداشتم.
امپراتوری سازمانی بود که توسط یزدانی که بیش از پنجاه هزار سال زندگی کرده بود ایجاد شد. توانسته بود دو فرد قدرتمند تولید کند و یکی از آنها حتی صعود کرده بود!
این واقعیت که تعداد نیروهای قدرتمندش بیپایان به نظر میرسیدند برای نوآ تعجب آور نبود. با این حال، باید اعتراف میکرد که امپراتوری، خود را...
کتابهای تصادفی

