تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 942
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۴۲ ۹۴۲. آنی
نگاه یخی مرتکب اشتباه نشد. او نوآ را دست کم نگرفته بود و حتی پیشبینی کرده بود که جلوی حمله مافوقش را خواهد گرفت.
مشکل او این بود که ارشد جولیا حتی پس از تحمل امواج شوک ناشی از تیرها، خیلی زود به صحنه بازگشت. او سعی نکرد قبل از پیوستن به میدان نبرد دزدکی به تهذیبگر مرحله جامد از امپراتوری حمله کند.
نگاه یخی فقط میتوانست حدس بزند که نوآ آنقدر برای هایو مهم است که حتی افراد بالا رتبهتر هم امکان غافلگیری یک حریف قدرتمند را برای کمک به او نادیده میگرفتند.
تهذیبگران امپراتوری این ذهنیت را نداشتند. آن سازمان هرگز در تعداد نیروها کم نیاورده بود و اعضای آن به ندرت برای خود بیشتر از مأموریتشان ارزش قائل میشدند.
آنها یاد گرفته بودند که همه چیز را برای هدفی والاتر خدای خود کنند. تنها شناخت واقعی که میتوانستند به دست بیاورند زمانی بود که به رتبه ششم میرسیدند و به یک فرد قدرتمند تبدیل میشدند.
این دلیل قضاوت نادرست او بود. ارشد جولیا در اسرع وقت برای کمک به نوآ برگشته بود، که نگاه یخی را در یک موقعیت دردسرساز قرار داد.
نگاه یخی هنگام عقب نشینی برای بازگشت به متحدانش، ردی از یخ پشت سرش به جا گذاشت. بدنهای بیشماری در داخل آن مناطق یخزده نیز شکل گرفتند، اما به نظر میرسید که هیچ چیز نمیتوانست شاهزاده شیطانی از هایو را مجبور کند که دست از تعقیب کردن او بردارد.
نوآ تیغههایش را بیوقفه تکان میداد و مستقیماً از میان یخهای ضخیم و بدنهای نیمه شکل گرفته هجوم میبرد. حالت شیطانی تمام محافظتی را که نیاز داشت به او میداد و قدرت بدنیاش باعث میشد هر مانعی را در مسیرش نادیده بگیرد.
همچنین، دود خورنده منتشر شده توسط چهره او و خطوط سیاه شلیک شده از سلاحهایش، هر نوع دفاعی را که سعی در کند کردن پیشرویاش داشت، از بین میبرد. نگاه یخی تنها در صورتی میتوانست جلوی او را بگیرد که تمام تلاشش را میکرد.
با این حال، او باید بخش بزرگی از آسمان را منجمد میکرد، به این معنی که برای چند ثانیه باید در یک مکان میماند. آن مکث برای نوآ کافی بود تا بتواند به هدفش دست یابد، بنابرا...
کتابهای تصادفی
