تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 955
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۵۵ ۹۵۵. آماده
دود خورنده حالت شیطانی نوآ روی بدن اسنور پخش شد و صدای ترق و تروق جرقههایی که از شاخهایش میگذشت شدت گرفت. یک زره فلسدار روی بدنش ظاهر شد و تکههای گمشده از گوشت بدنش را با گاز خطرناک پر کرد.
ابرهای سیاهی که در آسمان جمع میشدند، نه هاله بهشت و زمین را حمل میکردند، و نه صاعقهها از سطحشان عبور میکردند. جهان به ظهور جرقههای نوآ واکنش نشان داده بود، زیرا شبیه جرقههای استفاده شده در مصیبت بهشتی بودند.
ارشد رجینا و ارشد جولیا هم حملات خود را آماده کردند. سری از عروسکهای کرم مانند قهوهای روبروی رهبر شورا تشکیل شدند و بادهای بیشماری پشت سر ارشد هایو با خشم زوزه کشید.
در آن لحظه شیطان رویابین یک جرعه از بطریاش نوشید. این مایع وارد بدنش شد و قدرت دریای آگاهیاش را افزایش داد. چشمان او نیز شروع به تابیدن نور صورتی درخشانی از خود کردند زیرا این ماده معجزه آسا داشت اثرات خود را نشان میداد.
شیطان ویرانگر با لحنی تمسخر آمیز پرسید: «آمادهاید؟» او منتظر بود تا حریفان تمام حملات خود را آماده کنند زیرا احساس میکرد باید ثابت کند که شایسته رتبه ششم است.
بالاخره حرف شیاطین درست بود. شیطان ویرانگر حتی اگر تمام تلاش خود را برای به دست آوردن هر چه بیشتر منافع انجام میداد، باز هم نمیتوانست به تنهایی به رتبه ششم برسد.
خیانت به استاد و فرقههای شیطانی کافی نبود و حتی به دست آوردن ارشد آسمانی تابیتا به سفر تهذیبش کمکی نکرد. در عوض، ضعیفترین دانش آموز شیطان آسمانی موفق شد به تنهایی به آخرین مرحله رتبه قهرمان برسد و به اندازهی یک قرن از شیطان ویرانگر پیشی بگیرد.
شیطان ویرانگر آن رویداد را توهین به فردیت خود دانست. در ذهنش، او تنها تهذیبگر شایسته لقب «شیطان» بود.
بنابراین، باید ثابت میکرد که از تهذیبگران دیگری که از تعالیم شیطان آسمانی پیروی میکردند برتر است. او باید به دنیا نشان میداد که خیانتش انتخاب درستی بود.
در آن زمان شیطان ویرانگر منتظر پاسخ نماند. شعله کوچکی که در دستش بود شروع به لرزیدن کرد و بعد با سرعتی زیاد در هر جهت گسترش یافت.
نوآ و بقیه نتوانستند در برابر گسترش شعلهها ...
کتابهای تصادفی

