تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 975
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 975. آسمان
در باقی ماندههای فرقه کوه واقعی، جایی در بالای آسمان، صدای برخورد بلندی از یک حمله قدرتمند به گوش رسید.
آذرخش ساختار ضعیف گردباد را سوراخ کرد و خیلی از سوزنها را قبل از انفجار به جرقههای تاریک نابود کرد. شعلههای آتش، بادهای مصنوعی را فرا گرفت و بزرگ شد و با قدرت مخرب خود بخش بزرگی از آسمان را پوشاند. فقط چند گردباد از درگیری نجات یافتند، اما خیلی زود، خود را در مقابل دیواری از پرهای تیز یافتند.
نوا پَرهای اسنور را برای کمک به پروازش نساخته بود؛ در عوض برای افزایش چابکیاش در میانه آسمان بود.
اما با همه اینها، دلیل واقعی چیز دیگری بود؛ هر پر یک حکّاکی بهبود یافته از حکّاکی تیغه داشت که از مقدار زیادی انرژی تاریک استفاده میکرد.
نوآ آنها را یکی پس از دیگری ساخت و روی بدن اسنور ثابت کرد. با کامل شدن فرایند روی مخلوقش، پرها به بخشی از بدن همراه خونی او تبدیل شد.
با این حال، سلاحهای قرار داده شده روی اسنور، یکبار مصرف بودند و مدتی طول میکشید تا دوباره رشد کنند.
البته بارگذاری تسلیحات با آن سطح قدرت روی همراه خونی دردسرساز بود. نوآ مطمئن شد که سطح قدرت همهی تسلیحات از شروع فاز جامد باشد و با جذب انرژی اولیه از محیط بتوانند رشد کنند.
معمولاً چنین حملات قدرتمندی فشار زیادی روی ذهن میگذاشت، اما نوآ بخشی از قدرت مانور خود را برای کاهش این فشار محدود کرده بود.
هچنین برای تحمل راحتتر، بخشی از این فشار ذهنی را با اسنور به اشتراک گذاشته شد.
مقدار زیادی از انرژی اولیه آزاد شده ناشی از تبادل حملات بین نوآ و ارشد مارکو، گوشه و کنار منطقه نبرد را پر کرده بود و سعی در ترک منطقه داشت.
از طرفی پرهای اسنور به دلیل حرس نوآ، نیروی کشش ذاتی از خود داشتند.
با پرواز پرها به سوی گردبادها، انرژی اولیه با آنها همگرا و در نهایت با ترکیب در ساختارشان، قدرت حمله را بالا برد.
زمانی که آنها به تعداد معدودی بازمانده از گردبادهای ساخته شده از سوزن رسیدند، قدرت آنها از سطح تهذیب ارشد مارکو فراتر رفته بود!
ارشد مارکو ناباورانه به پرهایی که گردبادها را مغلوب و به سمت او میآمدند، نگاه میکرد. به سختی میتوا...
کتابهای تصادفی

