تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 976
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فرونشست
نوآ حس میکرد نیرویی بر شانههاش سنگینی میکند و او را با شتاب زیادی به زمین پرت میکند. نمیتوانست متوقفش کند، حتی طلسمهای شکل اهریمنیاش نیز نمیتوانست جلوی افتادنش را بگیرد. ارشد مارکو طلسم گسترده و متراکمی ایجاد کرده بود. کوهها را در هم کوبید و هموار کرد و چالهای مستطیلی شکلی روی زمین ایجاد شد. عمق چاله لحظه به لحظه بیشتر میشد. منطقهای که توسط فرقهی کوه واقعی اشغال شده بود، دیگر قابل رویت نبود. ورود ناگهانی نوآ و حملات پیدرپی مناظر را خراب کرده بود. در آخر نیز آخرین طلسم مارکو شکافهایی در کل محدوده ایجاد کرد.
هوای متراکم پس از حفر چالهای به عمق چند صد متر، پراکنده شد. سپس هر چه در اطراف حفره انباشته شده بود، روی سر نوآ که ته چاله قرار داشت، فرو ریخت. چند استخوانش شکست و یک قسمتی از بدنش به شدت درد میکرد. شاخها و شکل شیطانیاش به او کمک میکرد تا بیشتر مقاومت کند. ارشد مارکو درحالیکه در آسمان نتیجهی طلسمش را تحسین میکرد، خون سیاهی سرفه کرد.
این حملات به تمرکز زیادی احتیاج داشت، بنابراین برای چند لحظه نتوانست روی سم نوآ تمرکز کند. استفاده از این همه قدرت نمایی کارآمد نبود. بر روی موجودات اهریمنی خوب بود، اما برای یک تهذیبکننده اسراف بود. اندازهی بزرگ این طلسم مناسب جثهی تهذیبگران نبود، به خصوص در نبردهای این ...
کتابهای تصادفی
