تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 982
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۸۲. طلایی
نوآ از هیچ یک از آن دشمنان نمیترسید. قدرت فعلیاش در نبرد، به او اعتماد به نفس کافی برای همزمان جنگیدن با همهی آنها میداد!
نمیدانست که میتواند آنها را شکست دهد یا نه، به ویژه که آنها آیتمهای حکاکی شدهی قدرتمندی داشتند. اما مطمئن بود که میتواند سرعت آنها را کاهش دهد و برای شیاطین زمان بخرد.
بوی ضعیفی به مشام نوآ رسید و طعم دانتیان ارشد مارکو را به یاد آورد. وقتی منشا آن بو را تشخیص داد، پوزخندی روی لبهایش ظاهر شد. هالهی دو تهذیبگر مرحله مایع آن رایحه نفرت انگیز را هر جا که میرفتند پخش میکردند.
نوآ قبل از نبرد علیه ارشد مارکو نمیتوانست آن را حس کند. اما اکنون پس از چشیدن طعم آن، بدنش میتوانست وجود آب روغنی را درک کند.
به هر حال، این چیزی بود که از آن متنفر بود، بسیار شبیه مصیبتهای بهشتی. بدن نوآ نسبت به آن آگاهی طبیعی پیدا کرده بود.
پیشرفت اجباری با مزایای آشکاری همراه نبود، اما نوآ میدانست که اگر فردیت طبیعی نباشد، افراد نمیتوانند قدرت کامل خود را بروز دهند. دو کارشناس مرحله مایع در قدرت نبرد خود نقصهایی داشتند و او میخواست از آن سوء استفاده کند.
درحالی که از پوست نوآ دود سیاه رنگ بیرون میآمد، بدنش تار شد. فرقه شیطان ویرانگر به دلیل ناگهانی بودن حملاتش اطلاعات زیادی از آن جمع آوری نکرده بودند، بنابراین تواناییهای او هنوز برای نیروهای دشمن ناشناخته بود.
نوآ به جلو دوید و شکافهایی در آسمان پشت سرش جا گذاشت. قبل از اینکه زره فلسدار شکل بگیرد به چهار دشمن رسید، اما شمشیر شیطانی او آماده ضربه زدن به دو متخصص سطح مایع بود.
دو تهذیبگر شروع به اجرای ساختار جنگی کرده بودند، نور طلایی ضعیفی شروع به تابیدن کرده بود. زمانی که نوآ به موقعیت آنها رسید، مجموعهای از ترازوها در اطرافشان شکل گرفته بود.
دو تهذیبگر دیگر نیز آیتمهای رتبه ۵ قدرتمند خود را فعال کردند. مکعب سیاه در دستان متخصص مرحله جامد گسترش یافت و شکل بزرگی ایجاد کرد که به نظر میرسید نور خورشید قادر به روشن کردن آن نبود. آخرین دشمن، پودر آبی رنگی را در آسمان پرتاب کرد که منطقه را تحت کنترل قرار میداد و در حین شناور شدن، شکلهای م...
کتابهای تصادفی

