تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 983
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۸۳. غارها
نوآ تیرانوساروس را بیشتر به این خاطر به عنوان دشمن انتخاب کرده بود که خودش را آزمایش کند، اما دلایل دیگری نیز پشت این تصمیم بود. در حالی که نیروهای متفقین تجدید قوا میکردند، شیاطین کارشناسان عالی برای مقابله با هرگونه دفاعی بودند که توسط خاندان الباس مستقر میشد.
بهتر بود نوآ مراقب دردسرسازترین دشمن باشد و آنها به بقیه چیزها رسیدگی کنند. به هر حال، فقط یکی از حریفانشان در رتبه پنجم در مرحله جامد بود. آنها فضای زیادی برای تمرکز بر کل میدان جنگ داشتند.
تیرانوساروس با ساختار جنگی که توسط امپراتوری شاندال استفاده شده بود متفاوت بود. این موضوع فقط به رنگ متفاوت نورش برنمیگشت. جسمش بسیار متراکمتر به نظر میرسید و فقط یک جفت بازو و بال داشت.
حتی به همان تعداد نیروهای قهرمان نیاز نداشت. فقط دو تهذیبگر رتبه ۵ در مرحله مایع برای احضار آن کافی بودند.
قدرت تیرانوساروس نیز متفاوت بود. نوآ احساس نمیکرد که با یک ساختار مواجه بود، حواسش به او میگفت که با یک موجود جادویی واقعی روبرو بود.
زمانی که نوآ با سرعت به سمت جانور قد بلند دوید، چشمانش تیز شد. دوباره تکههایی از ساختار در ذهنش ظاهر شد، زیرا سعی میکرد هر چیزی را که با آن گونهی باستانی مرتبط بود به خاطر بیاورد.
حس کمرنگی به او میگفت که خاندان الباس عمیقاً ساختار جنگی را تغییر داده بود و آن را شبیه جانوری کرد که سعی در تکثیر شدن داشت.
این بدان معنی بود که میتوانست از افسانهها و گزارشات قدیمی که وقتی در زمان تحصیلش در آکادمی به دنبال موجوداتی مناسب برای همجوشی میگشت به طور تصادفی درموردشان خوانده بود، استفاده کند.
انگار تیرانوساروس قصد داشت ثابت کند که غریزهاش اشتباه میکرد، پرتو طلایی را به سمت شکل تیرهای پرتاب کرد که به سمتش میتاخت. بازوهایش هوا را برید و تیغههای طلایی را آزاد کرد که به سمت همان هدف پرواز میکردند.
آنها همان حملاتی بودند که توسط ساختار جنگی امپراتوری استفاده میشد. به نظر میرسید که نسخهی سلطنتیها از این تکنیک، آن ویژگیها را کنار نگذاشته بود.
نوآ حملات دریافتی را نادیده گرفت. او خیلی سریعتر از آنها بود. زمانی که آنها به موقعیت او رسیدند، نوآ قبلاً به جلو حرکت کرده بود و ت...
کتابهای تصادفی


