تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 984
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل ۹۸۴. فهم
نور تابیده شده توسط هیولای بلندقامت غارهای بلندی را که دنیای زیرزمینی شهر را ساخته بودند روشن میکرد. منطقهی وسیع و هموار بود، که نشان میداد آن تونلها، تونلهای سادهای نبودند که برای جا به جایی آیتمها حفر شده باشند.
هالهای وهم انگیز از آن حفرهها بیرون میآمد. شیاطین متوجه نگاههای وحشت زدهی حریفان شدند.
تهذیبگران انسان و متخصصان رتبه چهارم نبردهای خود را از سر گرفتند، اما بالادستها ثابت ماندند.
نوآ و شیاطین از این فرصت استفاده کردند و پیامهای ذهنی برای متحدان خود در شورا ارسال کردند تا از آنها در مورد ساختار زیرزمینی سوال بپرسند. اما پاسخهای متناقضی دریافت کردند.
به عنوان تهذیبگرانی که از بسیاری ترفندها و تجربیات نزدیک به مرگ زنده بیرون آمده بودند، نوآ و شیاطین میتوانستند تشخیص دهند که کسی میخواهد اطلاعاتی را از آنها پنهان کند.
اتحاد شورا و هایو اساس اعتماد متقابل را ایجاد کرده بود، اما آنها مجبور نبودند همه چیز را در مورد سازمانهای خود فاش کنند. اسرار باید وجود داشته باشند، و آن سه نفر از هایو احساس کردند که یکی از آن رازها را پیدا کردند.
حواس نوآ به هالهی وهم انگیز جلب شد. حس آرامش بخشی که از آن پخش میشد تمام ساختار زیرزمینی را پر کرده بود. از آنجایی که شکاف بزرگی در مرکز زمین وجود داشت، آن هاله، در میان فرقه چهار نشان نیز پخش شد.
بعد از ایجاد شدن شکاف، ساختارهای دفاعی فعال شدند. لایههایی از سپرهای طلایی و عروسکهای زرهی برای محافظت از شهر روی سطح ورودی ظاهر شدند.
نوآ و شیاطین در سالهای گذشته در وضعیت مشابهی قرار گرفته بودند. آنها در معماری الهی بعد جداگانه، در زیر مصیبتهای بهشتی بودند که قصر فانی را دیدند.
در گذشته غریزه آنها به عنوان تهذیبگران باعث شده بود که خطر را نادیده بگیرند و به دنبال آن مکان مرموز بروند. آنها حتی مجبور نبودند به یکدیگر نگاه کنند تا در زمان حال تصمیم مشابهی بگیرند.
در گذشته میتوانستند از مصیبت اجتناب کنند. حالا اول باید دشمنان خود را شکست میدادند. طمع برای منابع نتوانست بر خشمشان نسبت به شیطان ویرانگر غلبه کند.
نوآ هیچ قصدی برای تعقیب تیرانوسارو...
کتابهای تصادفی

