فرم ورود
فرم ثبت‌نام
NovelEast

خانه

بلاگ و مقالات

استخدام مترجم

جستوجوی پیشرفته

تولد شمشیر شیطانی

قسمت: 999

تنظیمات
  • اندازه متن
  • 1 2 3 4 5
  • فونت متن
  • ایران‌سانس نازنین میترا
  • چینش متن
  • مرتب راست‌چین وسط‌چین
  • رنگ زمینه
  • ‌پیش‌فرض تیره‌تر تیره‌ترر تیره‌تررر
  • ذخیره تنظیمات

چپتر ۹۹۹. بردگان

از چهار تهذیب‌گر رتبه ۵ که نبرد نوآ را تماشا کرده بودند، یکی در مرحله جامد، دو نفر مایع و آخرین نفر در مرحله گاز بود.

حرف‌های نوآ آن‌ها را شگفت زده کرد، به خصوص اینکه که او کوچک‌ترین احترامی برای قدرت آن‌ها قائل نبود. انگار از قبل تصمیم گرفته بود که مافوق آن‌هاست.

یکی از کارشناسان فاز مایع، زنی میانسال با موهای کوتاه مشکی، چشمان تیره و پوست رنگ پریده، در حالی که جواب می‌داد، جلو آمد. «و تو کی باشی؟ فکر نمی‌کردم که قبایل زمانی برای تیپ زدن داشته باشن.»

ردای نوآ از هایو می‌آمد و در نوع خود بسیار مجلل بود. ردا مشکی بود و نقش اختاپوسی به رنگ آبی یخی در پشتش داشت. از سوی دیگر، ساکنان دنیای مخفی لباس‌های کهنه و پاره‌ای داشتند که در گذر زمان کهنه شده بودند.

«من از سطح زمین اومدم.» نوآ در حالی که به آسمان سیاه اشاره می‌کرد گفت: «من با استعدادترین تهذیب‌گر تاریخ هستم.»

چهار کارشناس می‌خواستند بخندند، اما نتوانستند. غرور ناشی از سخنان او و نبردی که به تازگی شاهد آن بودند، آن‌ها را به این فکر انداخت که شاید او راست می‌گوید.

نوآ در چند دقیقه هفت هیولا رتبه پنجم را شکست داده بود. آن دستاورد چیزی بود که به قلمرو مرحله جامد تهذیب‌گران تعلق داشت!

با این حال، چهار نفر از آن‌ها تمایلی به تمرکز روی نفس او نداشتند، زیرا او چیز مهم‌تری را فاش کرده بود. یک نفر از سطح زمین توانسته بود پس از سال‌های بی‌شمار به آن دنیای پنهان برسد!

«بیاین از اینجا بریم!» زن گفت در حالی که همراهانش به جلو تیراندازی می‌کردند تا تهذیب‌گران نجات یافته را جمع کنند. «یزدان می‌دونه که زیردستاش مردن. به زودی یه ارتش به اینجا میاد.»

نوآ از آمدن ارتش نترسید. او می‌توانست از آن به عنوان فرصتی برای شکار حیوانات بیشتر استفاده کند. با این حال، اولویت او برقراری رابطه با شورشیان بود، بنابراین او به دنبال زن فراری پرواز کرد.

«نوآ بالوان.» نوآ خودش را معرفی کرد وقتی آن دو از دور شروع به پرواز کردند.

«آنا.» زن در حالی که راه را نشان می‌داد گفت. «تو روی سطح چهره مهمی هستی؟»

«آره.» نوآ بدون کوچک‌ترین شرمی پاسخ داد، «اما نمی‌تونم با اونا ارتباط برقرار کنم. دریای ماگما بیش از حد غلیظه و ا...

برای خواندن نسخه‌ی کامل لطفا یک حساب کاربری بسازید. درحال حاضر می‌توانید کتاب تولد شمشیر شیطانی را به‌صورت گروهی و با تخفیف ۱۰ لی ۳۰ درصد خریداری کنید. بعد از یک‌ماه نیز تخفیفات روزانه ۵۰ درصدی برای شما فعال می‌شود.

کتاب‌های تصادفی