تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1020
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1020. شورش
نوآ تقریباً آن را خنده دار یافت. رهبران هر دو ارتش محدودیتهایشان را تا جایی کنار زده بودند که تقریباً در شرف فروپاشی بودند.
اسکالی سلامت عقل، بدن و دانتیان خود را با سالهای بیشتر زنده ماندن عوض کرده بود تا بتواند نسلهای جدیدی از شورشیان را تربیت کند. تلاشهای او قابل ستایش بود، اما به دلیل حافظه ناقصش، اقداماتشان نسبتا ضعیف بود.
از سوی دیگر، خدای میمون از مقام آسمانی خود دست کشیده بود تا جهانی برای گونهی خود بسازد. اما منشأ قدرت آسمانیاش ناقص و معیوب شده بود، که در نهایت منجر به سقوط هفتمین رون کسیر شد.
سپس میمون سعی کرده بود به خودی خود به درجات آسمانی برسد، اما شکست خورد و در دام روند تضعیف دائمی افتاد که باعث شد قدرتش دوباره به سطح قهرمان بازگردد.
این همه چیز نبود. رهبر گونه کسیر هنوز باید مارکهای ذهنی را بازیابی میکرد و احضار را انجام میداد، که وظایفی بود که به قدرت آسمانی نیاز داشت.
نوآ میتوانست حدس بزند که این موجود، به هر روش ممکنی متوسل شده بود تا جلوی پراکندگی قدرت آسمانی خود را بگیرد و به حکومت بینظیر خود بر دنیای پنهان ادامه دهد.
با این وجود، آن روشها محدودیتهایی داشت و ورود نوآ مجبورش کرد تا دست از روال همیشگی بردارد و خیلی زودتر از روشهای قبلی، احضار انجام دهد. ذهنش آن شاهکار را تحمل کرده بود و حالا آثار جانبی مشغول ظاهر شدن بر بدنش بودند.
«من به هیچ چیز انسانها نیاز ندارم.» خدای میمون در حالی که آرامش خود را باز میگرداند گفت: «فقط قدرت بیشتری میخوام. آرزوی من طبیعیترین احساس در جهانه.»
نوآ تنش ضعیفی را در صدایش احساس کرد و کلماتش اکنون بیشتر شبیه به نالهی میمون به گوش میرسیدند. همچنین، این واقعیت که در مورد جابهجا شدن آیتمها سوال نمیپرسید، نوآ را درمورد فرضیهاش مطمئنتر میکرد.
خودکار روح حلقه شیطانی آسمانی محاسبات را به جای او انجام داد. نوآ فقط باید به او میگفت به چه چیزی نیاز دارد و برنامه دستورات را اجرا میکرد.
تمام منابعی که نوآ در طول سالها جمع کرده بود درون حلقه ...
کتابهای تصادفی

