تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1019
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1019. دانتیان
خدای میمون به کل بشریت توهین کرد، اما حقیقتی در پشت سخنانش بود. تهذیبگران انتخاب نکرده بودند که با سه مرکز قدرت به دنیا بیایند و جانوران جادویی مقصر نبودند که فقط یکی از آنها را داشتند.
شانس، نقش اساسی در سفر تهذیب ایفا میکرد و تأثیر آن، از لحظهی تولد یک موجود زنده آغاز میشد. گونه به خودی خود، توانایی یک موجود را اعلام میکرد.
البته موارد استثنایی نیز وجود داشت، اما جانوران جادویی سرنوشتی یکسانی داشتند مگر اینکه جهشهای تصادفی یا نفوذ موجودات قویتر آن را تغییر دهد. موجودات دیگر سرزمینهای فانی مثالهای زندهای بودند که هر چیزی ممکن بود در دنیای تهذیب اتفاق بیفتد.
با این حال، این اتفاقات نادر بودند. تهذیبگران قویتر از جانوران جادویی بودند. این حقیقت ابدی دنیای تهذیب بود.
نوآ میخواست برای وقت خریدن، وانمود کند که به صحبت علاقهمند است، اما بدنش به دستوراتش واکنشی نشان نمیداد. خوشبختانه، خدا مجبورش کرد به آن خیره شود، که دید کاملی از رون ششم کسیر روی بدنش به نوآ میداد.
نوآ که خیالش راحت شده بود، به این امید که چنین رفتاری بتواند دریای هوشیاریاش را سریعتر درمان کند، فکر کرد:
- قبل از بلعیده شدن تا جایی که میتونم فشار میارم.
برنامهاش برای رهایی از آن موقعیت بدون مارک ذهنی خطرناک بود، اما با شنیدن صحبتهای میمون، شانس کارش افزایش یافت. میتوانست از عصبانیت آن سوء استفاده کند. نوآ حاضر بود از هر اهرمی در برخورد با مخلوق آسمانی استفاده کند.
«تصمیمات زمین و آسمان کاملا تصادفی هستند.» میمون کسیر رتبه ۷ مانند انسانها آه بلندی کشید و گفت: «این یه سیستم شکسته درست میکنه. وقتی به سرزمینهای جاویدان رسیدم تغییرش میدم. من اونو منصفانه میکنم.»
نوآ کلمات خدا را جالب یافت، اما تمرکز خود را بر روی ششمین رون آن حفظ کرد. ذهنش با سرعت بیشتری بهبود مییافت، بنابراین جرات انجام کار دیگری را نداشت.
«تو قدرت تقلب کردن در برابر سیستم بهشت و زمین رو در اختیار داری.» میمون گفت: «من بهش نیاز دارم. بدش به من.»
افکار نوآ با شنیدن این سخنان پرتنش شد. انتظار داشت که در ثا...
کتابهای تصادفی


