تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1026
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1026. بمیر
نوآ در ذهنش نفرین کرد: -این لعنتی اینجا چیکار میکنه؟
سفر گروه در میان دریای ماگما بدون خطر خاصی انجام شد. و نکته همینجا بود چرا سفر بیدردسر بود؟ و چرا الان که به دریا رسیده بودند، نوآ در حال نفرین کردن بود؟
حقیقت این بود که فضای دریا ماگما با دریای واقعی کاملاً متفاوت بود. در دریای ماگما گروه با هاله رعب آور دیگر موجودات را دور میکردند و از طرف دیگر تعداد موجودات زنده در دریای واقعی اصلاً با دریای ماگما قابل مقایسه نبود؛ تعداد موجودات زنده در دریای ماگما خیلی کمتر بود.
گونه جانوری ساکن در دریای ماگما معمولاً یا به تنهایی شکار میکردند و یا برای زنده ماندن به کنیبالیسم یا همنوع خواری روی میآوردند.
و این دقیقاً نقطه مقابل دریا بود. دریا بسیار وسیع و مملو از گونههای جانوری بود و در نقاط عمیق جانداران خطرناکی وجود داشت که حتی افرادی که به سطح قدرت برتر رسیده بودند هم، از آنها دوری میکردند.
و حالا نوآ با چنین وضعیتی روبرو شده بود؛ او باور نمیکرد که تا این حد بد شانس باشد که به محض رسیدن به سطح با یک جانور رتبه شش روبرو شود.
به خصوص حالا که وضعیتشان از ایده آل خیلی فاصله داشت.
او مجروح و اسکالی هم مشغول محافظت انسانها از فشار عمق بود. تهذیب کنندگان رتبه قهرمان هم بعد از سفر طولانی تحلیل رفته بودند و در حال حاضر قدرت نبردشان در پایینترین حالت بود.
-رد منو زده! اونم بعد از این همه سال.
در آن لحظه حتی به این گزینه هم فکر کرد.
ولی با حمله مارمولک به سوی آنها مجبور شد به سرعت افکارش را سرکوب کند.
نوآ در حین یورش به مارمولک، دستوراتش را از طریق آگاهی صادر کرد: «همه رو ببر یهجایی که زنده بمونن و بعدش بیا کمکم.»
جراحات قبلی نوآ هنوز بهبود نیافته بود و با فعال کردن فرم شیطانی امواج درد از ذهن او پخش میشد؛ اما جرات این را نداشت که بدون آن با یک جانور رتبه ششم مبارزه کند.
اسکالی بدون توجه به محیط اطرافش فوراً دستورات نوآ را اجرا کرد؛ محیطی که سالها در دل تنگی آن به انتظار نشسته بود.
از سرعت زیاد اسکالی تهذیب کنندگان انسان یا بالا آوردند یا بیهوش شدند. اسکالی موفق شد که آنها را به سطح برساند؛ جایی که در کمتر از یک دقیق...