تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1034
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1034 1034. تردیدها
نوآ برای اولین بار پس از قرنها از تونل بُعدی عبور کرد. او در آن زمان به سختی از قوانین خبر داشت، اما اکنون چشم و ذهنش میتوانست آنها را ببیند.
در خلأ هیچ قانونی وجود نداشت. آن سه نفر آنها را به گونهای پخش کردند که گویی این یک اتفاق طبیعی در آن محیط است، و زمانی که از دیوارهای اثیری تونل عبور کردند، پراکنده شدند.
نوآ و شیاطین میتوانستند از قوانین استفاده کنند، اما به نظر میرسید که وقتی آنها در معرض تاریکی قرار میگرفتند، قادر به مهارشان نبودند. آنها به این نتیجه رسیدند که فقط خدایان میتوانند بدون اینکه تحت تأثیر ویژگیهای آن قرار گیرند، از خلأ عبور کنند.
به هر حال، آنها فقط معانی واقعی را که در طبیعت وجود داشت قرض میگرفتند. آنها، آنها را تولید نمیکردند، و فردیت آنها آنقدر ضعیف بود که نمیتوانست آنها را در مراکز قدرت خود نگه دارد.
آن تجربه حتی برای شیاطین هم جدید بود، و گروه در سکوت موافقت کرد که سرعت خود را برای جلوگیری از هر گونه مشکلی بیشتر کند.
هنگام عبور از خروجی، آسمانی پر ستاره در دید آنها نمایان شد. نیروهای مختلف آتشفشان را کنده بودند و قلعهای ساخته بودند که در آن سالها از تونل بُعدی محافظت میکرد.
شهری در اطراف قلعه آشکار شد. این مکان مرکز نیروهای بیگانه دنیای جدید بود، بنابراین ساختمانهای متعدد دارای چیدمان منظمی بودند که شبیه یک اردوگاه نظامی بود.
بسیاری از لایههای حفاظتی قلعههای مختلف را احاطه کرده و از آنجایی که آنها تا نواحی خارجی کشیده شده بودند به تدریج بر تعداد دفاعهایی که شهر داشت، افزودند. دیوارهای بلند نیز کل سکونتگاه را احاطه کرده بود و تهذیبگران زیادی بالای آنها گشت میزدند.
جهان دیگر استعمار را جدی گرفته بود. نوآ و شیاطین وقتی به منابع سرمایهگذاری شده در آن مکان فکر میکردند، نمیتوانستند احساس تعجب خود را پنهان کنند.
آنها فوراً دریافتند که حتی موجودات در سطح آنها نیز شکستن تمام آن دفاعها را مشکل میدانند، چه برسد به قلعهای که در مرکز آنها قرار دارد. خیره شدن به شگفتیهایی که چهار سازمان پیشرو هنگام همکاری با یکدیگر میتوانستند انجام دهند، سورئال بود.
...کتابهای تصادفی
