تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1035
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1035 1035. ناپایداریها
جون داخل غاری نشسته بود که زیر قصر شکسته حفر شده بود، جایی که او، نوآ و فیث آخرین جد را ملاقات کرده بودند. یک کلاه فلزی بزرگ روی سرش بود و هر زمان که به آیتم حکاکی شدهاش نزدیک میشد، جریان انرژی در داخل مدار عالی او روانتر میشد.
غرش صدها جانور جادویی و دورگهها از سقف و دیوارهای غارش طنین انداز شد و قدمهای سنگین بیشماری تمام جزیره را به لرزه در آورد.
او در وسط گروه مهاجم بود و تصادفی به آن موقعیت نرسیده بود. جون برای تنها ماندن در طرف مقابل قاره پرواز کرده بود، اما زمانی که از دورگهها مطلع شد، به جلو فشار آورد.
حضور در میان متخصصان در وضعیت فعلی او مربوط به افشا کردن انرژی بالاترش بود و جون مجبور بود از این راز محافظت کند تا از عواقب خیانت خود جلوگیری کند.
او باید از رابطه خود با نوآ نیز محافظت میکرد، اما اولویت او اکنون این بود که خودش را بدون افشاگری درست کند.
حقیقت این بود که بیثباتی انرژی او تقصیر خودش بود. او درک نکرده بود که انرژی بالاتر وقتی با نیروی مبارزه سیری ناپذیر او همراه شود چقدر قدرتمند میشود.
جون «نفس» اش را با جرقههای تیرهاش جایگزین کرده بود. مراکز قدرتاش بیانگر فردیت او بود و از انرژی بالاتر به عنوان سوخت برای تواناییهایش و گسترش آنها استفاده میکرد.
با این حال، جون فقط انسان بود. مراکز قدرت او نمیتوانستند بزرگی انرژی او را تحمل کنند زیرا سطح آنها در مقایسه با قدرتی که او میتوانست آزاد کند بسیار پایین بود.
بدن طوفان واقعی نیز به او کمک نمیکرد. جرقههای تاریک دقیقاً به عنصر رعد و برق تعلق نداشتند و طوفان عجیب هم پیشبینی نمیکرد که وارث او به این زودی به چنین انرژی قدرتمندی دسترسی پیدا کند.
مشکل خروجی نیرو بود. مدار عالی جون نمیتوانست آن همه انرژی خشونتآمیز را تحمل کند، زیرا او یک تهذیبگر در مرحله مایع رتبه پنجم بود.
زمانی که فردیت او مطرح شد، این موضوع اهمیت بیشتری هم پیدا کرد. جون یک دیوانه مبارزه بود و مراکز قدرت او با ادامه مبارزاتش انرژی بیشتری تولید میکردند. این باعث استرس بیشتر او میشد، که باعث شد افزایش قدرت، اجتناب ناپذیر شود.
جون اگر تهذیب را متوقف میکرد، میتوانست بیثباتیهایش را بهطور کا...
کتابهای تصادفی
