تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1038
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1038. شورشیان
شیطان پرنده با شنیدن آنچه جون در ذهن داشت فریاد زد: «میخوای به آکادمی سلطنتی حمله کنی؟!»
نوآ او را از بستر دریا دور کرده بود و شیاطین با آنها به جزیره بازگشته بودند. آنها اکنون روی زمین قلعه ویران شده نشسته بودند و چند کوزه شراب بین دو زوج بود.
جون در حالی که نگاهی آزرده به نوآ میانداخت، گفت: «سلطنتیها دارویی ساختن که استحکام مراکز قدرتو بهتر میکنه.» نوآ بدن او را با ماده تاریک پر میکرد تا از طغیان دوباره انرژی جلوگیری کند، اما هوشیاری سنگین او باعث شد جون احساس ناراحتی کند.
جون گزینه دوم خود را به نوآ و شیاطین توضیح داد. خانواده الباس تا آن زمان قرنها ترکیب اجدادی را مورد مطالعه قرار داده بودند و با مهندسی معکوس ساختار آن آیتمهای استثنایی بسیاری ایجاد کرده بودند.
یکی از آنها معجونی بود که با آمیختن ویژگیهای جانوران جادویی در ساختار آنها، استحکام مراکز قدرت را افزایش میداد. اثرات آن تغییر شکل را در مناطق محدودی از بدن تکرار میکرد و عملکرد کلی آن را بهبود میبخشید.
مدار کامل جون میتوانست انرژی بالاتر او را به این طریق تحمل کند. تنها مشکل این بود که خانواده الباس تمام نمونههای اولیه و ساختههای اخیر خود را در یک منطقه محدود نگهداری میکرد. فقط اعضای خط خونی الباس به آنها دسترسی داشتند.
در مورد تبدیل او به دورگه، نوآ نمیتوانست. فردیت جون مسئله بزرگی بود، و او برای همیشه خودش را مدیون معشوقش حس میکرد، که مشکل بزرگتری بود.
نوآ پس از پایان اعمال لایهای از ماده تاریک در اطراف هستهها و نقاط ضعیف مدار کامل، گفت: «اون تخصص لازم برای شکستن ساختارهای دفاعیو داره.» جون قبلاً به آنها اشاره کرده بود، بنابراین کار او کامل بود.
جون یک کتاب قدیمی پر از آموزشهای حوزه شکل گیری را به عنوان پاداشی از بُعد شاندال انتخاب کرده بود. بدون دونستن سلطنتیها، تخصص او به شدت افزایش یافته بود، و موقعیت منحصربهفرد او باعث شد تا او از دفاع در اطراف مناطق محدود آکادمی جدید آگاه شود.
شیطان رویابین وقتی تمام وضعیت را فهمید، گفت: «شما یه مشکل بزرگو فراموش کردین. چی مانع ظاهر نشدن شاه الباس و در...
کتابهای تصادفی

