تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1057
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1057 : شکاف
نوآ و پادشاه الباس بدون اینکه به عقب نگاه کنند منطقه را ترک کردند. گفتگوی آنها فقط مربوط به تبادل منابع بود، اما با این حال آن دو چیزهای زیادی در مورد شخصیت خود درک کرده بودند.
پادشاه الباس یاد گرفته بود که نوآ چقدر میتواند در خارج از میدان جنگ تیزبین باشد. تا زمانی که اهرمی در اختیار داشت از هیچکس نمیترسید. اگر میدانست چگونه از موقعیتی به نفع خود سوء استفاده کند، حتی اگر یک یزدان سد راهش میشد از آن کار دست بر نمیداشت.
نوآ دیده بود که رهبر سلطنتیها چقدر خود خواه است. او تهذیبگری بود که خودش را کاملاً به حوزه تخصصیاش فدا کرده بود. تجربههایش همهی جنبههای مسیر تهذیب را پوشش میداد و او در هر یک از آنها به دستاوردهای بزرگی رسیده بود.
غرور پادشاه الباس ناشی از دستاوردهایش بود. او دقیقاً میدانست که چقدر شگفتانگیز است و چارهای نداشت جز این که خود را برتر از هر نیروی دیگری در جهان احساس کند. تنها اشتباهش این بود که بعد از شاندال و دست راست یزدان به دنیا آمده بود.
ذهن نوآ همچنان درگیر پاسخ شاه الباس به سوال مربوط به انرژی بالاتر بود. پدرسالار خانواده الباس آنقدر در حوزهی تحقیقاتش فداکار بود که عمداً مطالعه خود را در اختیار دشمن احتمالی قرار داده بود.
اهمیتی نمیداد که نوآ بتواند روزی از انرژی بالاترش علیه او استفاده کند. باید میدید که عنصر تاریکی چگونه تکامل یافته، حتی اگر این موضوع او را در معرض خطر قرار میداد.
نوآ چارهای نداشت جز اینکه به چنین حریف مصممی احترام بگذارد. هر دوی آنها متعلق به یک گروه از تهذیبگران بودند. آنها هیولاهایی بودند که صفات معمول در توصیفشان ناتوان بودند.
در حالی که نوآ به سمت نزدیکترین ماتریکس انتقال پرواز میکرد، نسخههای سیاهرنگ عناصر در کف دستش شناور بودند. آتش، آب، خاک، باد، صاعقه و تاریکی روی دستش میچرخید و قسمتی از بافت خود را رد و بدل میکرد. با این حال، هرگز با هم ترکیب نشدند.
نوآ با خود فکر کرد: -من به روشناییم نیاز دارم.
وقتی نسبت به سایر عناصر آگاه میشد که آنها را به صورتی که بیانگر فردیتش بودند میدید و برای مدتی طولانی با آنها در تماس میبود. نمیتوانست آن روند را به زور جلو ببرد. باید به صورت طبیعی به پیش میرفت.
عنصر آتش او از نابودی شیطان ویرانگر، عنصر آب از روشنایی لوح آسمانی، عنصر زمین از دنبال کردن زندگی شیطان، عنصر باد ا...
کتابهای تصادفی


