تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1069
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1069. درد
نوآ دو پیام ذهنی مهم دریافت کرده بود در حالی که سلطنتیها آماده حمله خود بودند.
اولین از ارشد جولیا آمد و در مورد اتحاد صحبت کرد. نیروهای شورا و هایو در زمانی که نوآ در آکادمی میجنگید حمله خود را آغاز کرده بودند.
دومی از جون آمد. او معجونی را که مراکز قدرت او را بهبود میبخشید با موفقیت به دست آورده بود و از طریق خروجی که سی و هفت باز نگه داشته بود، به داخل بعد جداگانه بازگشته بود.
همه چیز طبق نقشه او پیش رفته بود و نوآ بعد از آن پیامها دلیلی برای ماندن در آنجا پیدا نکرد.
اگر از تکنیک حرکتی خود برای پرواز به سمت بالا در آسمان استفاده میکرد، هیچ چیز نمیتوانست او را متوقف کند و فقط باید از محدوده تشکیلات آکادمی سلطنتی فرار میکرد تا در امان بماند.
صداهای جنگهای بیشماری در آسمان طنین انداز میشد که او پرواز میکرد. اتحاد تهاجم همه جانبهای را به قلمروهای دشمن خود آغاز کرده بود و از هیچ مرزی فروگذار نبود.
نوآ به سمت مرزهای منطقه پرواز کرد و ارتشهای هایو را پیدا کرد که از میان طیف وسیعی از ریشههای میخ زده میگذرند.
خانواده الباس اکثر گیاهان جادویی را ریشه کن کرده بود و آنها را در مرزها به یک آرایش دفاعی تبدیل کرده بودند. هایو فقط چند تهذیبگر قهرمان به آنجا فرستاده بود، بنابراین تهاجم به کندی پیش رفت.
نوآ بروس و سارا را در میان بزرگان مسئول ارتش نیروهای انسانی شناخت. بروس همچنان در رده پایین رتبه پنجم قرار داشت در حالی که سارا در آن دوره به اوج رتبه چهارم رسیده بود.
آن دو به همراه دیگر بزرگان در رده چهارم مبارزه کردند تا گیاهان جادویی را از بین ببرند و به درون منطقه حمله کنند. با این حال، اینها دفاعی بودند که حتی برای تهذیبگرانی در رتبه اوج 5 هم شکستن آنها زمان میبرد.
لشکر وقتی نوآ را دید که در جهتشان پرواز میکند، متوقف شد. بزرگان و نیروهای انسانی با دیدن شاهزاده اهریمنی تشویق کردند. آنها میدانستند که او خانواده سلطنتی را مشغول کرده است، بنابراین نمیتوانستند جلوی ترسشان را در مقابل حضور او بگیرند.
نوآ دستور داد: «به عقب برگردید.» و همه بدون هیچ شکایتی از دستورات او پیروی کردند. جهان برای ...
کتابهای تصادفی

