تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1072
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1072. قفس
نوآ راه خود را از میان ارتش پتروداکتیلها با سلاخی کردنشان باز کرد. اگر او آنها را در تاریکی بکشد، اجساد آنها ناپدید نمیشد، بنابراین آنها را همانطور که زندگی وجودشان را ترک میکرد، ذخیره کرد.
اسنور بیشتر کار را انجام داد. حمله عنصری آن بیشتر دفاع طبیعی آن موجودات را نادیده گرفت و خطوط ظریفی را که بدن آنها را ساخته بود در هم شکست. نوآ مدام به این فکر میکرد که چگونه چنین گونهای برای مدت طولانی توانسته رشد کند، اما او فقط میتوانست از اسارت آنها به عنوان توضیحی برایش استفاده کند.
او محیط سرزمینهای جاودانه را نمیشناخت و هیچ گزارشی در مورد آن مکان وجود نداشت. این شانس وجود داشت که جانوران ضعیفتر بتوانند در سطح بالاتر به دلیل مناطق خاصی که تهدیدات کمتری داشتند زنده بمانند.
با این حال، ساختار زندان مانند سازه مهندسی شدهای بود، به این معنی که کسی یا چیزی تصمیم گرفته بود آن را بسازد و آن گونه را قبل از سقوط قطعه زمینهای جاودانه به دام بیندازد. این مقداری ارزش به پتروداکتیلها اضافه کرد. با این حال، نوآ حتی پس از اینکه صدها نمونه به دست او مرده بودند، دلیل آن را پیدا نکرد.
دو نمونه رتبه شش نیاز به تلاش بیشتری برای کشتن داشتند، زیرا با هم علیه نوآ کار کردند. با این حال، آن گونه فقط میتوانست پرواز کند و با بدن عجیب خود تلاش کند ضربه بزند، بنابراین هیچ تهدیدی برای نوآ نبود.
زمانی که نوآ ارتش را شکست داد، صدها جسد در حلقه فضایی انباشته شده بود. تنها سکوت و تاریکی در اعماق دره باقی مانده بود.
نوآ قبل از کاوش بیشتر در اعماق دیوارها را بازرسی کرد. سلولهای بیشتری آنجا بود، اما هیچ حکاکیای وجود نداشت.
او ایده خود را از سازههای روی سطح بررسی کرد. احتمالاً هدف آنها این بود که از بیرون رفتن آن موجودات در شب از شکاف جلوگیری کنند زیرا خانواده الباس تمام سلولها را باز کرده بود.
با این وجود، او هنوز نمیدانست که چرا سلطنتیها حتی تصمیم گرفتند آن منطقه را حفظ کنند. به هر حال، آن جانوران برای بیشتر اهداف بیفایده به نظر میرسیدند. فلز سلولها از آنجایی که از سرزمینهای جاودانه آمده بود ارزشمندتر به نظر میرسید.
حتی قدرت بدنی نوآ برای خم کردن میلهها کافی نبود. خانواده سلطنتی نیز ممکن است زمانی که قصد داشتند آن فلز را تصاحب کنند...
کتابهای تصادفی

