تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1083
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
چپتر 1083. زهر
فقط ارشدان هایو معتقد بودند که جون در برابر حریفش شانسهایی دارد. آنها بیشتر در مورد قدرت او میدانستند و رابطه او با نوآ به او اعتبار میبخشید.
نوآ شاهزاده شیطان قدرتمندی بود که از هر عقل سلیمی سرپیچی کرده بود. زن او نیز باید عالی میبود، و شهرت او قبلاً صحت این فرضیه را ثابت کرده بود.
جون دیوانه نبرد خانواده الباس بود. او مأموریتهای غیررسمی و غیرقانونی سلطنتی را رهبری میکرد، زیرا او فقط یک تهذیبگر انسان بود. خانواده او چندین دهه مسئول مرزهای غربی کشور اوترا بودند و وظایف او پس از مهاجرت متوقف نشد.
مسائل مربوط به ارث سلطنتی هنوز برای بسیاری راز بود، اما هایو میدانست که او بخشی از عملیات پاکسازی بوده است. تعداد بیشمار تهذیبگران قهرمان خانواده الباس از تلاشهای او در تصرف حوض سلطنتی ناشی میشد.
خانواده سلطنتی نیز ارزش او را میدانستند، اما جون هرگز نشان نداده بود که او چقدر قدرتمند است. قدرت نبردش پس از به دست آوردن جرقههای سیاه افزایش یافته بود، اما او هرگز آنها را برای عموم فاش نکرد.
شیطان پرنده و شیطان رویابین به میدان جنگ نزدیک شدند و قبل از شروع مبارزه در کنار نیروهای خانواده الباس ایستادند. آنها نمیخواستند دخالت کنند، اما نمیدانستند که سلطنتیها برای تصاحب ارث رعد عجیب چه خواهند کرد.
نام حریف جون گوستاوو الباس بود. او مردی بلند قد بود که ویژگیهای معمول خانواده الباس را با خود حمل میکرد، حتی اگر رنگهایش نشان دهنده دوری او از خط اصلی خون بود.
موهای طلاییاش سایههای قهوهای داشتند و چشمهایش سبز کمرنگ بودند و هیچ درخششی نداشتند. او یک متخصص کیمیاگری بود، اما نتوانسته بود تخصص خود را مانند دانیل با سفر تهذیب خود ترکیب کند.
حوض به او اجازه داده بود تا به مرحله جامد برسد و منابع مختلف خانواده الباس سطح تهذیبگری او را به اوج درجه نزدیک کرده بود. با این حال، قدرت نبرد او تا حدودی کم و به شدت به خلاقیتهایش متکی بود.
جون بدون نشان دادن هیچ ترسی پا به جلو گذاشت. ارشدها و سلطنتیهای مختلف دایرهای بزرگ در اطراف او و گوستاوو ایجاد کرده و میدان جنگ بزرگی را در فاصلهای از نور شفابخش ساختارهای طلایی ساخته بودند.
سپرهای ضعیف نزدیک بودند، اما هیچ متخصصی پشت آنها نایستاده بود. نیروگاهها در حال نبرد واقعی برای آن قلمرو بودند. نیروهای آنجا برای افزایش شهرت و به دست آوردن منابع، مسابقات افتخاری برگزار میکردند.
«کی به ما خیانت کردی؟» گوستاوو در حالی که به جون نزدیک میشد پرسید. مجموعهای از معجونها و قرصها از حلقه فضاییاش بیرون آمدند...
کتابهای تصادفی


