تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1100
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1100: نیزه
نبردی سخت در آن منطقهی ذوب و ویران شده که زمانی سرزمینی پاک و خالص بود شکل گرفت.
پادشاه الباس هرگز قدرت واقعی خود را در حین نبرد نشان نمیداد، اما سه نسخهی رتبه ششم داشتند کم کم او را مجبور به انجام این کار میکردند. علاوه بر این، ارتش موجودات ضعیفتر هر از گاهی دوباره ظاهر میشد و او را وادار میکرد سبک نبردش را تغییر دهد.
آخرین حملهای که با انرژی بالاتر صورت گرفته بود بخشی از تکنیک نسخه برداری را از بین برده بود، اما آن مکان قلمروی هایو بود. شیطان تعقیبگر تمام مناطق را با حکاکیهایش پوشانده بود، بنابراین فقط باید نسخهها را کمی دیرتر شبیه سازی میکرد.
جان پادشاه الباس هرگز در خطر نبود. تنها چیزی که میتوانست به او آسیب بزند مار پرنده بود، اما این موجود اصلاً به او برخورد هم نکرد.
مهم نبود که شیطان تعقیبگر از چه تاکتیکی استفاده میکند. فقط کافی بود که پادشاه الباس جهنمی سوزان از انفجارها بسازد تا هر چیزی را که به سمتش میآمد نابود کند.
فقط تفاوت در میزان قدرت او بود که باعث میشد تعداد بالای نیروها هم نتوانند بر او غلبه کنند. دلیلش این بود که نیروهای ارتش هیچ شانسی در برابر موجودات قدرتمند نداشتند و همچنین این که سطح تهذیب او بالاتر از آن گروه بود.
با این حال جاودانگی نسخهها وضعیت را کاملاً پیچیده کرده بود. پادشاه الباس اصلاً نمیتوانست پیشروی کند زیرا دشمنانش مدام مشغول حملاتی بودند و او مجبور میشد جلوی آنها بایستد.
اگر شاه الباس دورگه بود وضعیت فرق میکرد. موجودی با بدنی که قادر به جلوگیری از این حملات باشد، میتوانست آزادانه در آن سرزمین پرواز کند و در یک سرعت به هدفش برسد.
با این حال، تهذیبگران نمیتوانستند به آن حجم از حملات ادامه دهند. بدنشان حتی در مقایسه با موجودات ضعیفتر هم ضعیف بود.
بعد از اینکه آن سه نسخه او را بیش از سه ساعت متوقف کردند، پادشاه الباس بار دیگر احساس کرد که باید انرژی بالاترش را آزاد کند. پنج قطره خون از انگشتانش چکید و آتشی شعلهور شد که تمام خطوط درخشان را در جلوی چشمانش سوزاند.
خاندان سلطنتی دوباره در آن نقطه شروع به پیشروی کرده بود، اما شیطان ویرانگر، میمون سفید و مار پرنده دوباره در نزدیکی مرزهای منطقه ظاهر شدند و به او حمله کردند.
همه تهذیبگرانی که نبرد را از دور تماشا میکردند، میتوانستند اذیت شدن پادشاه الباس را احساس کنند. ممکن بود که تکنیک نسخه برداری...
کتابهای تصادفی


