تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1101
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
قسمت 1101: دعوتنامه
آنچه زمانی دشت برفی بود اکنون به رنگ قرمز روشنی میدرخشید. شعلههای آتش تمام سطحش را فرا گرفته بود و زبانههایشان به سمت آسمان بلند شده و مناطق اطراف را روشن کرده بود.
شعلهها در فضای شب بدون اینکه از بین بروند میسوختند و میسوختند. انگار که نیزهی شاه الباس آتشی همیشگی خلق کرده بود که هیچ چیزی در جهان نمیتوانست آن را از بین ببرد.
تهذیبگران با دیدن نبرد متوجه ویژگیهای عجیب شعلههای آتش شدند.
منطقهی برفیای که کوههای بلندی داشت بهخاطر افزایش دما آسیبی نمیدید. همچنین آتش سوزی روی دریایی که از خط ساحلی میگذشت نیز تأثیری نداشت.
نیزه قفسی آتشین ایجاد کرده بود که آن منطقه را از دنیای بیرون جدا میکرد. وضعیت واقعی آن سرزمین را هم فقط پادشاه الباس میتوانست بفهمد.
شیطان تعقیبگر به مناظر آتشین خیره شده بود و در همین حین ارشد جولیا منتظر دستور او بود. هر دوی آنها کنترل تکنیک نسخه برداری را بر عهده داشتند، اما ارشد جولیا در حال حاضر در این کار دستی نداشت.
شعلههای آتش مانع از هرگونه حملهای میشدند. ایجاد نسخه در مرزها بیهوده بود زیرا حملاتشان به محض برخورد با آتش از بین میرفت و ذوب میشد.
آن منطقه اکنون به سرزمین خصوصی پادشاه الباس تبدیل شده بود. هیچ چیز نمیتوانست از آنجا بگذرد مگر اینکه او تصمیم دیگری میگرفت.
ارشد جولیا از هدف الهی شیطان تعقیبگر خبر داشت. هایو هنوز برای مبارزه برای به دست آوردن مالکیت آن منطقه فرصت داشت، اما نمیدانست پدرسالارش تا کجا حاضر است پیش برود.
همین درماندگی در تهذیبگران حاضر در صحنه دیده میشد. اگر نیروگاه مرحلهی جامد قدرت واقعی خودش را نشان میداد، فقط آیتمهای حکاکی شده میتوانستند کمک کننده باشند.
تفاوت موجود در سطح تهذیبشان به قدری زیاد بود که نمیشد تنها با تکنیک نسخه برداری بر آن غلبه کرد. اگر هایو موجودی در اوج رتبهی ششم را به دام میانداخت شرایط متفاوت بود، اما هیچکس در سطح خودش نمیتوانست این کار را انجام دهد.
همچنین، بدون در نظر گرفتن "نفس" مورد نیاز برای شبیه سازی آن موجود، بعد از این اتفاق برای او مشکلی به وجود میآید.
شیطان تعقیبگر در سکوت به شعلههای آتش خروشان خیره شده بود. حتی وقتی که در امتداد ساحل جنوبی قرار میگرفت، نوری قرمز دیدش را فرا میگرفت.
او سرانجام تصمیم گرفت پیامی بفرستد تا نتیجهی نبرد را اعلام کند: «ما دشت برفی یا اون چیزی که ازش باقی مونده بود رو از دست دادیم.»
هیچکس هنگام دیدن آن نوشتهها احساس شکست نمیکرد. هایو به بهترین ش...
کتابهای تصادفی
