تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1102
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
عبارات
پنج شاهزاده و شاهزاده خانمها پس از اتمام کار خود، منطقه را ترک کردند. کارشناسان ائتلاف پیش تعمق در پیام آنها، رفتنشان را نگاه میکردند. پادشاه الباس از آن تهذیب کنندههایی نبود که برای مقابله با دشمنانشان، از راههایی استفاده کند که جایگاهش را خراب میکنند. سطح تهذیبش او را از جریانهای سیا*سی دور نگه میداشت. تنها هدفش این بود که جلوس کند، بنابراین سازمان نیز فکر نمیکرد که این جلسه دردسری بشود.
گزارشها به دفترچهی محتوای اتحاد رسید. افرادی که مسئول نظارت بر قارهی جدید بودند گزارش دادند که شاهزادهها همگی به پاپرال رسیدند. سپس سازههای قارهی کهن، تایید کردند که سلطنتیها قبل از برگشت به آن جا، دعوت خود را به امپراطوری رسانده بودند. سلطنتیها از همهی گروههای ذینفع دعوت کرده بودند و جلسه رسمی شده بود، فقط سه رهبر نمیتوانستند بفهمند که چرا شاه الباس، نوآ را نیز دعوت کرده است. نوآ مهارت سیا*سی خاصی نداشت و شاه الباس نیز در مقابله با او خسارتهایی خورده بود. پدر سالار هایو نگران نوآ بود و رفتن به آن جلسه را خطرناک میدانست.
در حالیکه شیطان ویرانگر به نوآ نزدیک میشد گفت: «حضورت هیچ الزامی نداره!»
نوآ شاه الباس را نمیشناخت اما میتوانست درکش کند. آنها اشتراکات زیادی داشتند و تنها تمایزهای کوچکشان آن دو از از یکدیگر متمایز میکرد. شاه الباس یک خالق واقعی بود. علایق او همه چیز دنیا را فراگرفته بود و حاضر بود خود را به خطر بیندازد و به اعتبارش لطمه بزند تا فقط کنجکاوی خود را فرو بنشاند.
نوآ سطح تهذیب و قدرتش را اولویت همه چیز گذاشته بود. او در طول زندگیش به چیزهای دیگری نیز علاقه نشان داده بود اما آنها نیز تحت تاثیر قوای قدرتش قرار داشتند. پادشاه الباس برای اثبات برتری خود، اقدامات بزرگ و حرکات زرق و برق دار را ترجیح میداد. در عوض نوآ از حیله و نیرنگ استفاده میکرد.
نوآ به وجههاش توجهی نشان نمیداد در عوض شاه الباس باید بهخاطر حفاظت از خط خونیش که شده، آنها را به خوبی حفظ کند. اگر سلطنتیها سعی میکردند نوآ را بکشند، شهرتشان لطمه میدید. نوآ قاطعانه جواب داد که خواهد رفت و...
کتابهای تصادفی
