تولد شمشیر شیطانی
قسمت: 1115
- اندازه متن
- فونت متن
- چینش متن
- رنگ زمینه
- ذخیره تنظیمات
فصل 1115: 1115
بعد از اینکه شمشیر مقدس به برش خود پایان داد، شمشیرش فرود آمد، و نوآ از تماشای منظرهای که از چنین حرکت سادهای به وجود آمد شگفت زده شد.
در هنگام فرود آمدن، تعداد شمشیر افزایش یافت. تعداد بیشماری تیغههای روحانی در کنار آن ظاهر شدند و همراه با حرکت متخصص برشهایی انجام میدادند.
تیغهها انتهایی نداشتند. نوآ برخی از فرمها در آن حمله را تشخیص داد، اما موارد دیگری وجود داشت که قبلاً هرگز آنها را ندیده بود.
با این وجود، احساس میکرد که حمله شمشیر روحانی هر برش ممکنی را پوشش میداد. شمشیرهای روحانی به سمت بالا، پایین، مورب و در طولهای مختلف حرکت میکردند.
یک حمله شامل تمام برشهای جهان بود. نوآ ضعیفتر از آن بود که آن را به وضوح درک کند، اما فهمید که شکل شمشیر روحانی بخشی از بینهایت را درون خود داشت.
نوآ نمیتوانست تصور کند که اگر متخصص تصمیم میگرفت تیزبینی خود را درون حمله بریزد، آن حمله در دریای هوشیاریاش به چه تبدیل میشد. شانس آورد، برش شمشیر مقدس هیچ قدرتی را در منطقه تابش نکرد. این یک نمایش ساده برای نشان دادن بخشی از قانونش بود.
«میشه گفت که یورش برعکسه.» هنگامی که شمشیر مقدس به موقعیت اصلی خود بازمیگشت گفت: «این سادهترین حملهی شمشیره. فقط یه شکل داره، اما تغییرات بیشماری در سرعت و ریتمش وجود دارن.»
شمشیر مقدس در حالی که تیغه خود را عقب میکشید، تا نیمه خم شد و نتیجه گرفت: «این باعث میشه قدرتش نامحدود بشه.»
متخصص شمشیر خود را به جلو تاب داد و نوآ احساس کرد که گویی یک نیروی غیرقابل توقف در حال ورود به حوزه ذهنیاش و گسترش نفوذ خود در جهان خارج بود.
شمشیر مقدس قدرت خود را به حمله اضافه نکرد، اما نوآ با مشاهده بخش سادهای از آن، ترسید. یک بار دیگر، مجبور شد بپذیرد که نمیتواند قدرت واقعی آن ضربات را درک کند.
«دو حمله که اشکال بیشماری رو پنهان میکنن.» شمشیر مقدس پس از اینکه در جای خود صاف ایستاد گفت: «دو حمله که دارای قدرت نامحدود هستن.»
توجه کامل نوآ به متخصص بود. حملات و سخنان او هر دو معنای حقیقی را داشتند که نوآ به طور کامل آن را درک نمیکرد. با این حال، پس از دیدن آن نمایش احساس کرد که چیزی در درونش وارد شده.
انگار ناخودآگاهش چیزی را ثبت کرده بود که هنوز ذهنش قادر به پردازش آن نبود. اشکا...
کتابهای تصادفی



